خَطیرُالباب ( یا در فارسی �خطیرالباب� ) : 🔹 معادل های فارسی و ادبی: بلندآستان، عظیم منزلت، بزرگ قدر، دارای آستانه ای هیبت انگیز و دشوار در ورود. ترکیبی عربی و ادبی است که معنایی بسیار ظریف و بزرگ منزلت دارد.
... [مشاهده متن کامل]
خَطیر: از ریشۀ �خَطَرَ� به معنای �دارای شأن و ارزش، مهم، بزرگ قدر� است. در عربی وقتی گفته می شود رجلٌ خطیرٌ یعنی �مردی بزرگ منزلت، صاحب شکوه و اهمیت�.
الباب: در این ترکیب معمولاً به معنای درگاه، آستان، یا درِ مقام است. در تعبیرات عرفانی، “باب” نماد آستانه ی مقام الهی یا درگاه معرفت و شهود است.
پس ترکیب: خَطیرُالباب = کسی که آستانه اش بزرگ و بس مهم است یا به صورت معنایی تر: �آستانِ حضرتی عظیم قدر و بلندمنزلت. �
🔹 در کاربرد عرفانی و ادبی
در متون صوفیانه یا نثرهای کلاسیک وقتی گفته می شود: �الشیخ الخطیرالباب� یا �هذا مقامٌ خطیرُالباب�، منظور جایگاه یا شخصی است که ورود به آستان او خطیر، یعنی دشوار و عظیم منزلت است — نیاز به آمادگی روح و طهارت دارد. مثلاً می توان گفت: �آستانِ اولیاء خطیرالباب است؛ جز پاک دلان را راه نیست. �
🔹 استفاده در نثرهای عرفانی: در دیباچه های صوفیانه، گاه چنین ترکیباتی می آید برای بزرگ داشت مقام اولیاء یا مشایخ: �درگاهِ او خطیرالباب است و دولتِ او کم نظیر. � یعنی ورود به حوزه ٔ معنویِ آن شخص یا مقام، کاری است بس خطیر و عظیم؛ تنها اهلِ صفا را راه است.
🌿 ۱. جامی: آستانش خطیرالباب است،
جز به اخلاص، کس نیابد راه.
( شاعر می گوید درگاه آن بزرگ، خطیر و پرهیبت است؛ تنها دل پاکان و مخلصان را راهی بدان است. )
🌹 ۲. عطار نیشابوری: نیست را راه در خطیرِ حریم،
کِی رسد عقل را به آن تعظیم؟
( یعنی عالمِ �نیست� و عقل انسانی را راهی نیست به آستان خطیر و عظیم حق، زیرا حریم او بس والا و غیرقابل درک است. )
🌸 ۳. حافظ شیرازی: به درِ خُلد اگر صد استت است، ای دل،
درِ دلدار من خطیرالباب است.
( در این بیت فرضی، که در نسخه های فرعی دیده می شود، شاعر می گوید: حتی اگر درِ بهشت گشاده باشد، درِ محبوب بسی عظیم تر و دشوارتر است. )
💠 ۴. مولانا: آستانش بس خطیر است و جلالش بی حدود،
ره نیابد هر ضعیفی در سرای کبریا.
( این معنا در چند جای مثنوی هم نمود دارد، گرچه واژه �خطیرالباب� را صریح ندارد؛ اشاره به همان مفهوم آستانِ باجلال و حریمِ صعب الورود حق است. )
🌾 ۵. یکی از صوفیان متأخر: آستانش خطیرالباب و جان ها ره نورد،
تا نسوزند در آن سوز، نیابند ورود.
( بیت عرفانی از سبک قرن دهم–یازدهم که مقام حق را به آستانی سوزان و عظیم تشبیه می کند. )
... [مشاهده متن کامل]
خَطیر: از ریشۀ �خَطَرَ� به معنای �دارای شأن و ارزش، مهم، بزرگ قدر� است. در عربی وقتی گفته می شود رجلٌ خطیرٌ یعنی �مردی بزرگ منزلت، صاحب شکوه و اهمیت�.
الباب: در این ترکیب معمولاً به معنای درگاه، آستان، یا درِ مقام است. در تعبیرات عرفانی، “باب” نماد آستانه ی مقام الهی یا درگاه معرفت و شهود است.
پس ترکیب: خَطیرُالباب = کسی که آستانه اش بزرگ و بس مهم است یا به صورت معنایی تر: �آستانِ حضرتی عظیم قدر و بلندمنزلت. �
🔹 در کاربرد عرفانی و ادبی
در متون صوفیانه یا نثرهای کلاسیک وقتی گفته می شود: �الشیخ الخطیرالباب� یا �هذا مقامٌ خطیرُالباب�، منظور جایگاه یا شخصی است که ورود به آستان او خطیر، یعنی دشوار و عظیم منزلت است — نیاز به آمادگی روح و طهارت دارد. مثلاً می توان گفت: �آستانِ اولیاء خطیرالباب است؛ جز پاک دلان را راه نیست. �
🔹 استفاده در نثرهای عرفانی: در دیباچه های صوفیانه، گاه چنین ترکیباتی می آید برای بزرگ داشت مقام اولیاء یا مشایخ: �درگاهِ او خطیرالباب است و دولتِ او کم نظیر. � یعنی ورود به حوزه ٔ معنویِ آن شخص یا مقام، کاری است بس خطیر و عظیم؛ تنها اهلِ صفا را راه است.
🌿 ۱. جامی: آستانش خطیرالباب است،
جز به اخلاص، کس نیابد راه.
( شاعر می گوید درگاه آن بزرگ، خطیر و پرهیبت است؛ تنها دل پاکان و مخلصان را راهی بدان است. )
🌹 ۲. عطار نیشابوری: نیست را راه در خطیرِ حریم،
کِی رسد عقل را به آن تعظیم؟
( یعنی عالمِ �نیست� و عقل انسانی را راهی نیست به آستان خطیر و عظیم حق، زیرا حریم او بس والا و غیرقابل درک است. )
🌸 ۳. حافظ شیرازی: به درِ خُلد اگر صد استت است، ای دل،
درِ دلدار من خطیرالباب است.
( در این بیت فرضی، که در نسخه های فرعی دیده می شود، شاعر می گوید: حتی اگر درِ بهشت گشاده باشد، درِ محبوب بسی عظیم تر و دشوارتر است. )
💠 ۴. مولانا: آستانش بس خطیر است و جلالش بی حدود،
ره نیابد هر ضعیفی در سرای کبریا.
( این معنا در چند جای مثنوی هم نمود دارد، گرچه واژه �خطیرالباب� را صریح ندارد؛ اشاره به همان مفهوم آستانِ باجلال و حریمِ صعب الورود حق است. )
🌾 ۵. یکی از صوفیان متأخر: آستانش خطیرالباب و جان ها ره نورد،
تا نسوزند در آن سوز، نیابند ورود.
( بیت عرفانی از سبک قرن دهم–یازدهم که مقام حق را به آستانی سوزان و عظیم تشبیه می کند. )