خشکین

لغت نامه دهخدا

خشکین. [ خ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کلانتران بخش رزاب شهرستان سنندج ، واقع در 36 هزارگزی شمال خاوری رزاب و 7 هزارگزی جنوب باختر راه شوسه سنندج به مریوان. این ده در کوهستان قرار دارد با آب و هوای سردسیری. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

پیشنهاد کاربران

برشته، شکننده، بی آب/
این نام برای توصیف شرایط حال و گذشته امکان، اجسام و حتی موجودات به کار برده می شود. در واقع می توان گفت؛ �ین� حالت صفت نسبی دارد که باعث تغییر ساختاری کلمه شده است.
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
واژه ی خشکین از ریشه ی واژه ی خشکیدن فارسی هست . خود واژه ی خشکیدن از ریشه ی واژه ی خشک فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
...
[مشاهده متن کامل]

زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

خشکینخشکینخشکین
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
خشکین در زبان کردی به معنای دو خواهر میباشدگویا در اصل دو خانواده که زن هر دو خواهر بوده اند این روستا را آباد کرده اند.