خشکیده

/xoSkide/

مترادف خشکیده: پژمرده، خشک شده، بی طراوت، تفتیده، خشک ، لاغر، استخوانی، متحیر، مبهوت، مات

متضاد خشکیده: باطراوت

معنی انگلیسی:
bone-dry, sere, dried, withered up, frozen, shrivelled, skinny

لغت نامه دهخدا

خشکیده. [ خ ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) خشک شده. ( یادداشت بخط مؤلف ). || تشنه. ( از ناظم الاطباء ).
- دهان خشکیده ؛ دهان انسان که بر اثر عصبانیت یا تشنگی خشک شده. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - آنچه که آب و رطوبت آن از میان رفته باشد. ۲ - پژمرده ( گیاه ).

فرهنگ معین

(خُ دِ ) (ص مف . ) پژمرده .

فرهنگ عمید

۱. خشک شده.
۲. [عامیانه، مجاز] لاغر.
۳. (قید ) [قدیمی، مجاز] متعجب.

مترادف ها

withered (صفت)
خشک، خشکیده، پلاسیده، پژمرده، چروک خورده، پژولیده

adust (صفت)
سوخته، با حرارت، خشکیده

seared (صفت)
خشکیده

dried up (صفت)
خشکیده، چروکیده، پلاسیده

sere (صفت)
خشک، خشکیده، پژمرده

wizen (صفت)
خشکیده، لاغر، چروک، پژمردهیا پلاسیده

hidebound (صفت)
خشکیده، کوته نظر، پوست بتن چسبیده

sear (صفت)
خشکیده، از کار افتاده، پژمرده

wizened (صفت)
خشکیده، چروکیده، پلاسیده

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
واژه ی خشکیده از ریشه ی واژه ی خشکیدن فارسی هست . خود واژه ی خشکیدن از ریشه ی واژه ی خشک فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
...
[مشاهده متن کامل]

زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

خشکیدهخشکیدهخشکیده
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
رنگین کمانی
درگرمای زیاد از بین رفته
پژمرده