خروسوxorusu[ اسم] در گویش گوغر ورابر به مغز چهار پر وسالم و یکپارچه و پیوسته گردو گویند . وهمچنین به برجستگی میان فٰرج زن اطلاق می شود.
نمونه :�آزی یه گِری گردو همی یه دست خروسو در اومده�یعنی از این پانصد عدد گردو ( یک گری ) فقط ده تا ( یک دست ) خروسو ومغز جهاپرسالم به دست آمده
... [مشاهده متن کامل]
وجه تسمیه:
گمان می رود فرم متقارن، برجسته، سه بعدی و متصلِ پره های مغزِ سالم، در نگاه گویشور گوغر تداعی کننده شکل تاج و سر خروس است هم جنان که در نگاه اهالی سیرجان چینش دندانه دار و منظمِ پره های برآمده انار، فرمی مشابه تاج خروس ایجاد می کند.
ساختار
تکواژ آزاد خروس پسوند تصغیر ومانندگی �و�=خروسو
نمونه :�آزی یه گِری گردو همی یه دست خروسو در اومده�یعنی از این پانصد عدد گردو ( یک گری ) فقط ده تا ( یک دست ) خروسو ومغز جهاپرسالم به دست آمده
... [مشاهده متن کامل]
وجه تسمیه:
گمان می رود فرم متقارن، برجسته، سه بعدی و متصلِ پره های مغزِ سالم، در نگاه گویشور گوغر تداعی کننده شکل تاج و سر خروس است هم جنان که در نگاه اهالی سیرجان چینش دندانه دار و منظمِ پره های برآمده انار، فرمی مشابه تاج خروس ایجاد می کند.
ساختار
تکواژ آزاد خروس پسوند تصغیر ومانندگی �و�=خروسو
عکس خروسو


خروسو/khorusu /در گویش شهرستان بهاباد به نوعی سوسک که سوسری نام دارد گفته می شود.