خاگ

/xAg/

مترادف خاگ: تخم، مرغانه، خاگینه، بیضه

معنی انگلیسی:
egg, testicle

لغت نامه دهخدا

خاگ. ( اِ ) بیضه مرغ. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرای ناصری ) ( ناظم الاطباء ) ( اشتنگاس ). تخم پرنده. ( فرهنگ نظام ) . مرغانه. چوزی. || خاگ کبک یک قسم انگوراست که بسیار نفیس می باشد و در شیراز بوده و به تخم کبک مشهور و شبیه به آن است. ( انجمن آرای ناصری ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) تخم مرغ .

فرهنگ معین

[ په . ] (اِ. ) تخم مرغ .

فرهنگ عمید

= تخم مرغ

فرهنگستان زبان و ادب

{epididymis} [زیست شناسی] لوله ای پیچیده که گُشناب مهره داران در آن ذخیره و بالغ می شود

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
ببینیم در زبان پارسی باستان آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

خاگخاگخاگ
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_فارسی_باستان
در زبان باستانی لری ( جنوبی، بختیاری، ممسنی و. . . ) ، واژه کهن وآریایی�خاگkhag، خایگ� به معنی تخم مرغ است. این واژه کهن مانند بسیاری از واژگان دیگر وارد زبانهای اروپایی ( انگلیسی، یونانی، . . . ) شده
...
[مشاهده متن کامل]
وبه صورت �اگegg� ( در زبان انگلیسی خ وجودندارد وحذف شده است ودر جاهای دیگری به جای خ از حرف kاسفاده میشودیعنی �خاگ� در زبان لری به�اگegg�در انگلیسی تبدیل میشود یعنی خاگ>اگegg. ) � اوگاoga� در زبان یونانی به کار میرود. در زبان کردی کرمانجی�ایگ� است. در زبان لکی�خا kh� است. خایه ( بیضه ) ، خاگ ( تخم مرغ وتخم انسان ) ، خا ( تخم مرغ در لکی ) ، ( خاگینه خوراک آرد وتخم مرغ مخلوط ) ، ( اگ در کرمانجی ) ( eggدر انگلیسی، اوگا در یونانی ) و. . . همریشه اند.

در اصل هاگ بوده مانند
تهم که شده تخم
هور که شده خور
هشک که شده خشک
و. . .
در شیراز به تخم مرغ و تخم دیگر پرندگان خاگ گفته میشه
به تخم انسان �خایه� ویا � گندgond � گفته میشه
واژه خاگ که فرهنگستان برای بیضه مرد گذاشته بسیار نامناسب است. به بیضه مرد در پارسی خایه میگوییم که خود از همان ریشه هاگ و خاگ است. خاگ به معنای تخم مرغان است نه انسان ها، واژه گزیزنی فرهنگستان در این مورد
...
[مشاهده متن کامل]
واقن خنده دار است، پس به تخم مرغان هم بگوییم خایه، چرا فرهنگستان گاهی به هم میریزه فارسی رو نمیدونم.

در زبان محلی قلات که در اطراف شیراز واقع شده خاگ به معنای تخم و تخم مرغ بکار میرود. لازم بذکر است زبان قلاتی بسیار کهن بوده و شباعت زیادی به زبان های قدیمی خصوصا پهلوی دارد و خیلی از لحن و لغاتی که بکار برده میشود شبیه زبان قدیمی دوره زرتشتی میباشد.
"خاگ" از واژگان فارسی دری و به معنی تخم و تخم مرغ بوده که در برخی از زبانهای کشورمان مانند زبان لری از جمله درشهرستان ممسنی نیز همکنون بکار میرود، لیکن در زبان فارسی امروزی مهجور مانده و تنها واژه"خاگینه" که مشتق از آنست بکار می رود. ضمنا واژه
...
[مشاهده متن کامل]

خاک ازواژگان بازمانده از زبان هند اروپایی که نیای زبانهای اروپایی هندی و ایرانیست می باشد براین مبنا در فارسی" خاگ" و در انگلیسی"egg" مورد استفاده قرار می گیرد

در زبان فارسی خاگ به معنای تخم است ، میتواند تخم پرنده باشد یا انسان
در فرهنگستان زبان فارسی خاگ به جای بیضه و خایه انسان پیشنهاد و تصویب شده است
در زبان لری بختیاری به معنی
تخم مرغ
Xag