لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پالهنگ زنجیر
فرهنگ عمید
۲. هریک از مفتول هایی که برای جلوگیری از خمیدگی آرماتور به دور آن کشیده می شود.
گویش مازنی
پیشنهاد کاربران
خاموت همان طوقی است که به گردن اسب می اندازند. دوتا چوب هم دارد که حیوان با آن ها به درشکه یا گاری بسته می شود.
اسبهای لاغر و مسلول که خاموت گردن آنها را خم کرده بود و عرق و برف بهم آغشته شده از تنشان می چکید ( علویه خانم، صادق هدایت )
اسبهای لاغر و مسلول که خاموت گردن آنها را خم کرده بود و عرق و برف بهم آغشته شده از تنشان می چکید ( علویه خانم، صادق هدایت )
زنجیر