خاطر کسی جمع بودن

اصطلاحات و ضرب المثل ها

معنی اصطلاح -> خاطر کسی جمع بودن
مطمئن بودن کسی
مثال:
خاطرش از شاگردش جمع بود، می دانست که دهانش قرص است.

پیشنهاد کاربران

بپرس