خارچینه

لغت نامه دهخدا

خارچینه. [ ن َ/ ن ِ ] ( اِ مرکب ) موچینه. منقاش سر تراشان. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ). موی چین. منتاش. ( فرهنگ شعوری ج 1 ورق 378 ). || سرهای دو انگشت دو ناخن سبابه و ابهام را نیز گویند که بدان گوشت و پوست بدن آدمی را چنان گیرند که بدرد آید. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ). آلت نیلک زدن ، و نیلک آن است که گوشت و پوست را بسر دو انگشت گیرند چنانکه بدرد آید. ( فرهنگ رشیدی ).

فرهنگ فارسی

مو چینه . منقاش سر تراشان

فرهنگ عمید

۱. = موچین
۲. دو انگشت اشاره و شست که با آن نیشگون می گیرند.

مترادف ها

pincette (اسم)
انبرک، خارچینه

tweezers (اسم)
خارچینه، قیچی، موچین

پیشنهاد کاربران

بپرس