دانا بشمار خود نظر کرد
گفت آنچه سر از شمار بر کرد
مادر پدر از چنین شماری
ماندند، دمی، به خار خاری
✏ امیرخسرو دهلوی
گفت آنچه سر از شمار بر کرد
مادر پدر از چنین شماری
ماندند، دمی، به خار خاری
✏ امیرخسرو دهلوی
ته ریش خارخاری: ریش کوتاهی که چند روز تراشیده نشده است. ریش زبر تازه روییده و کوتاه
( ( اکبر ته ریش خارخاری داشت. سر و رویش لجن گرفته بود . هیکلش گنده و خرسکی بود. ) ) ( صادق چوبک، چرا دریا توفانی شده بود. )
( ( اکبر ته ریش خارخاری داشت. سر و رویش لجن گرفته بود . هیکلش گنده و خرسکی بود. ) ) ( صادق چوبک، چرا دریا توفانی شده بود. )