دیکشنری
مترجم
بپرس
خائر
دنبال کنید
لغت نامه دهخدا
خائر. [ ءِ ] ( ع ص ) ضعیف. || نعت است از خیر، یعنی نیکو و گزیده و صاحب خیر. ( منتهی الارب ).
پیشنهاد کاربران
و زعمها انها مریضة خائرة
منفلوطی، صفوة المولفات الکاملة العبرات الفضیلة، ص٩٤
+ عکس و لینک