حیله باز

/hilebAz/

مترادف حیله باز: حقه باز، حیلت ساز، خدعه گر، دوال باز، شارلاتان، فریبکار، محیل، مزور، مکار، نیرنگ باز

متضاد حیله باز: بی شیله پیله، ساده دل

فرهنگ فارسی

(صفت ) چاره گر مکار فریبنده محیل.

مترادف ها

cunning (اسم)
زیرکی، عیاری، خاتوله، خبی، مکاری، حیله، خدعه، حیله گری، حیله باز

gyp (اسم)
متقلب، حیله باز

foxy (صفت)
حیله باز، حنایی، ترشیده، روباه صفت

فارسی به عربی

خداع , ماکر

پیشنهاد کاربران

حیله یک واژه ایرانیست
در هِلهِله / هِل / hill / هِلِه یا هیله مازندرانی به مینای آتش بکار رفته است
پِل و هِل هر دو به تندی ، غوغا و آتشین اشاره دارند و در زبان لاتین هم به جهنم hell گفته میشود با اینرو
...
[مشاهده متن کامل]

برای حیل/ هِل دو مینا بکار رفته است
1 - تندی و آتشین
2 - غوغا
3 - مکر و دوزخین که خود دوز و دوزبازی به مکر اشاره دارد بنابراین دوزخ هم به حیله / هِل و hell اشاره دارد.
مثال پِل = پِلپِل ( فلفل ) / فلافل / فِلفور و . . . .
پیله از همان پِل آمده یعنی تندی در رفتار و بی شیله پیله یعنی بدون تندی = آرام و احتمالا شیله نیز از شُلی آمده => بی شیله پیله یعنی بدون کندی و تندی = نرمال بودن

آشیخ روباه
پرمکر ؛ بسیار حیله گر. بسیار مکار. سخت نیرنگ باز :
هر کو به گرد این زن پرمکر گشت
گر ز آهن است نرم کند گردنش.
ناصرخسرو ( دیوان چ تقوی ص 227 ) .
سربتاب از حسد و گفته پرمکر و دروغ
چوب پر مغز مخر جامه پر کوس و اریب.
ناصرخسرو ( دیوان چ تقوی ص 421 ) .

بپرس