لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگستان زبان و ادب
{dock} [علوم نظامی] آبگیر مصنوعی بزرگی که امکان آب گیری و تخلیۀ آن همواره وجود دارد و همین امر امکان ورود و خروج شناورهای سنگین را فراهم می کند متـ . حوضچۀ تعمیرات
مترادف ها
لگن، تغار، حوضچه، سنگاب، طشت
پیشنهاد کاربران
حوضچه بر دو نوع است: طبیعی و مصنوعی. به آبگیرهای کوچک در مسیر رودها یا چشمه ها حوضچه طبیعی گفته می شود. حوضچه مصنوعی یک آبگیر کوچک بتونی یا سنگی است که معمولاً فواره ای هم در وسط دارد و برای تزئین یا خنک سازی محیط در حیاط ها یا میدان ها کار گذاشته می شود.
... [مشاهده متن کامل]
در قدیم گل و لای سیاهی که در ته حوض و حوضچه و جوی و تالاب ته نشین می شود را غریزن و غریژنگ می گفتند.

... [مشاهده متن کامل]
در قدیم گل و لای سیاهی که در ته حوض و حوضچه و جوی و تالاب ته نشین می شود را غریزن و غریژنگ می گفتند.

آبگیرک
( در علوم و مهندسی )
داک ، حوضچه ( Dock ) [اصطلاح دریانوردی]:محلی که جهت تعمیرات کشتی مورد استفاده قرار میگیرد . حوضچه ها ممکن است همیشه پر آب بوده ویا پس از قرار گرفتن کشتی درب آن و بسته و آب داخل آن تخلیه گردد ( حوض خشک )
در پارسی " تالابک " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو