حواس پرت

/havAspart/

مترادف حواس پرت: بی حواس، پریشان حواس، خرف، کم حواس، گیج، منگ

متضاد حواس پرت: حواس جمع

برابر پارسی: کم یاد، پریشان یاد، گیج، کم ویر

معنی انگلیسی:
absent-minded, abstract, abstracted, careless, giddy, scatterbrained, woolly-headed

فرهنگ فارسی

( صفت ) پریشان خاطر پریشان حواس .

واژه نامه بختیاریکا

دالو کر به کول
دَر پاها

جدول کلمات

گیج

مترادف ها

absentminded (صفت)
حواس پرت، پریشان خیال، سر به هوا، گیج

wacky (صفت)
حواس پرت، گیج، خرف

light-headed (صفت)
حواس پرت، گیج، بی قید، بی فکر، سبک سر

فارسی به عربی

شارد الذهن

پیشنهاد کاربران

حواس پرت: حواس واژه ای عربی است و پرت پارسی است؛ همتای پارسی اینهاست:
گیج، پریشان، سرگشته ( دری )
دودمند dudmand ( مانوی )
پتام patām، کچ kec ( سغدی )
انشناس �naŝnās ( پهلوی )
Absent minded
Faraway
کسی که حواس پرت است چی میگویند
Distracted
همتون فارسی میگین

گیج سر به هوا

گیج، سر به هوا
سراسمه میشه
گیج
آشفته دماغ
سر به هوا
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)