حنیق

لغت نامه دهخدا

حنیق. [ ح َ ] ( ع ص ) حَنِق. بخشم آمده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). شدیدالغیظ. ( اقرب الموارد ). خشمگین. خشمگن.

پیشنهاد کاربران

حنیق. [ ح َ ] ( ع ص ) حَنِق. بخشم آمده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . شدیدالغیظ. ( اقرب الموارد ) . خشمگین. خشمگن.
منبع. لغت نامه دهخدا
حنیق و حانق مشتق از حنَق بمعنی خشمگین میباشند.