حمصی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
حمّصی: احتمالا کسی که با ریسمان دست و پای شتر را میبندد ( ریاضی، ۲۰۲:۷۴ ) .
نام خانوادگی من هست. اهل کاشانم. به معنی فروشنده آجیل هست. مادر بزرگم شد آجیلی ( در این حرفه مشغول بودن ) و چون فامیلیش باید متفاوت میشد با پدربزرگم، پدربزرگم شد حمصی