حلقه کردن


معنی انگلیسی:
wind, wrap

مترادف ها

fake (فعل)
وانمود کردن، ساختن، پیچیدن، حلقه کردن، جا زدن

curl (فعل)
حلقه کردن

فارسی به عربی

ضفیرة , مزیف

پیشنهاد کاربران

حلقه کردنhalqe kerdan:[مصدر] در گویش گوغر دومعنی دارد
۱ - نشان کردن� ای دختر حلقه کرده حسنه�یعنی این دختر نشان کرده ونامزد حسن است.
۲ - محاصره کردن:�ای بیچاره رِ آ چارطرف حلقٓش کرده اند� یعنی این بیچاره را از چهار جهت محاصره اش کرده اند.