حلزونی
/halazuni/
مترادف حلزونی: مارپیچ، مارپیچی، مربوطبه حلزون
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
فرهنگستان زبان و ادب
مترادف ها
مارپیچی، پیچاپیچ، حلزونی، بشکل مارپیچ
پیشنهاد کاربران
پیچاپیچ. ( ص مرکب ) پیچ پیچ. پرپیچ. حلزونی. خم درخم. پیچ درپیچ. خم اندرخم. پیچی بر پیچی. سخت پیچیده. با پیچ و خمهای بسیار. پیچدار و پیچیده. ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام )
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه حلزونی از ریشه ی واژه ی حلزون هست



واژه حلزونی از ریشه ی واژه ی حلزون هست


