دیکشنری
مترجم
بپرس
حل کننده
معنی انگلیسی
:
solvent
,
solver
دنبال کنید
مترادف ها
dissolvent
(اسم)
مبطل، گدازنده، حل کننده، محلل
solver
(اسم)
حل کننده
پیشنهاد کاربران
به ایرانی : چاره کننده
+ عکس و لینک