حق الارض

لغت نامه دهخدا

حق الارض.[ ح َق ْ قُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) حقی که بمالک زمین دهند برای کشت یا چرانیدن مواشی یا مرور و امثال آن.

فرهنگ فارسی

حقی که به مالک زمین دهند برای کشت یا چرانیدن مواشی یا مروز و امثال آن

پیشنهاد کاربران

دست دارمی. [ دَ رَ ] ( اِ مرکب ) دست آرمی. دستارمی. حق ریشه. حق اعیانی در زمین زراعی. نوعی تملک است در نواحی شمال ایران ( مازندران و غیره ) بدین سان که کسی زمین را از دیگری میگیرد و در آن باغ یا آبادی دیگر احداث می کند و حق الارض به مالک اصلی میپردازد. رجوع به دستارمی شود.
حق بهره برداری از زمین مالک
مبلغ اجاره زمین بابت بهره برداری که به مالک زمین تعلق می گیرد .