حض

لغت نامه دهخدا

حض. [ ح َض ض / ح ُض ض ] ( ع مص ) برانگیختن. ( دهار ) ( ترجمان عادل ). برانگیختن کسی و جز آن. برانگیختن کسی را بر جنگ کسی. حِضّیضی ̍. حُضّیی. براوژولیدن بر کاری. ( زوزنی ). تحضیض. افژولیدن. || تحریض به طعام. برانگیختن کسی را بر طعام. ( آنندراج ). || فاشویدن آتش. ( تاج المصادر بیهقی ). حث. ( مهذب الاسماء ). افژلیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || ( ص ) تازه. ( غیاث از شرح نصاب ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) برانگیختن تحریک کردن .

فرهنگ معین

(حَ ) [ ع . ] (مص م . ) برانگیختن ، تحریک کردن .

فرهنگ عمید

کسی را به کاری برانگیختن، برانگیختن.

پیشنهاد کاربران

"وقع الحض من الشارع علیه، و الحث علی الاعتناء به تنبیها علی أن الکتابة منم تمام الکمال من حیث إن العمر قصیر و الوقائع متسعة"
قلقشندی، صبح الاعشی فی صناعة الإنشاء، شرح:محمد حسین شمس الدین، جزء ١، صفحة ٦٤، دارالکتب العلمیة، بیروت_لبنان، الطبعة الأولى ١٤٠٧ ه. _ ١٩٨٧م
...
[مشاهده متن کامل]

ببخشید در پیام قبلی صفحه را اشتباه ذکر کرده بودم

"وقع الحض من الشارع علیه، و الحث علی الاعتناء به تنبیها علی أن الکتابة منم تمام الکمال من حیث إن العمر قصیر و الوقائع متسعة"
قلقشندی، صبح الاعشی فی صناعة الإنشاء، شرح:محمد حسین شمس الدین، جزء ١، صفحة ٣٤، دارالکتب العلمیة، بیروت_لبنان، الطبعة الأولى ١٤٠٧ ه. _ ١٩٨٧م.
دوستانی که نوشته اند لذت بردن و کیف کردن لطفا اطلاعات غلط ندهید و مخاطب را گمراه نسازید
حضّ به معنای تحریک کردن و اصرار کردن بر چیزی است.
لطفا توجه داشته باشید اون *حظ* به معنای لذت بردن و کیف کردن فرق می کنه ، این *حض* به معنی تحریک کردن و وسوسه کردن هست که کاربرد بسیار محدودی هم داره برای همین اغلب این دو با هم اشتباه گرفته می شوند. . .
...
[مشاهده متن کامل]

حض : تحریک کردن ، وسوسه کردن و. . .
حظ : لذت ( بردن ) , کیف ( کردن ) ، احساس خوشایند همراه با شعف از کسی، چیزی و یا اتفاقی را گویند . . .

لذت بردن، کیف کردن