حسین واعظ کاشفی

پیشنهاد کاربران

ترتیب: قدیمیجدیدرای موافقرای مخالف
آرش ناصری٠٩:٥١ - ١٤٠٣/١٢/١٨کمال الدین حسین بن علی سبزواری ( ۸۴۰ ه‍. ق – ۹۱۰ ه‍. ق ) مشهور به مولانا حسین واعظ کاشفی نویسنده، عالم جامع العلوم، منجم، مفسر قرآن، ریاضی دان و واعظ تأثیرگذار در عصر تیموریان بود. عمده شهرت او به واسطهٔ نگارش مقتل روضة الشهدا است که در دوران صفویه برای اجرای تعزیه و روضه خوانی مورد استفاده قرار می گرفت. کاشفی تخلص او بود و از آنجا که به وعظ و نصیحت مردم می پرداخت به واعظ مشهور شد.
...
[مشاهده متن کامل]

کاشفی در هرات مورد حمایت بی دریغ سلطان حسین بایقرا و امیر علی شیر نوایی بود و در مدت اقامت در آن شهر به طور مرتب در مراکز حساس حکومتی و فرهنگی به وعظ و ایراد سخنرانی می پرداخت. آواز و انشای کاشفی آنقدر مورد پسند عامهٔ مردم و اهل علم بود که در مجالس وعظ او جای نشستن پیدا نمی شد؛ حتی مقامات بلندپایهٔ حکومتی نیز در مجالس او حاضر می شدند. کاشفی در همین شهر و به پشتوانهٔ حمایت سلطان و وزیر، آثار فراوانی را تألیف کرد بگونه ای که یکی از شرح حال نویسان متقدم، آثار او را خارج از حد شمارش خوانده است. امروزه آثار زیادی از کاشفی بر جای مانده که گواهی بر گستردگی دانش و اطلاعات اوست. هفت اثر مشهور او به زعم خواندمیر عبارت اند از: جواهر التفسیر، مواهب علّیه، روضة الشهدا، انوار سهیلی، مخزن الانشا، اخلاق محسنی، و سبعهٔ کاشفیه. بسیاری از آثار کاشفی هنوز تصحیح و منتشر نشده اند و از برخی تنها نام و نشانی در مآخذ باقی مانده است.
گرایش های مذهبی کاشفی همواره مورد سؤال بوده است، حتی در عصر خودش. از ظاهر امر چنین بر می آید که کاشفی اهل سنت و پیرو مذهب حنفی بوده است. همچنین تبلیغات وسیع صفویان برای شیعه جا زدن کاشفی، با هدف تثبیت روضة الشهدا به عنوان تنها مرجع مرثیه خوانی و اجرای تعزیه انجام می گرفت. این روایت، منتقدان جدی نیز دارد که معتقدند رفتار مسالمت جویانهٔ کاشفی را می توان بر کتمان و مدارا و تقیه حمل کرد که از اصول رفتاری شیعه در طول تاریخ محسوب می شود.
هرات در اواخر قرن نهم هجری عاری از احساسات شیعی نبود. اغلب طریقت های صوفی اهل بیت را گرامی می داشتند و نخستین حلقهٔ سلسله شان پس از پیامبر به علی بن ابی طالب می رسید. شور حسینی نیز در جامعه جاری بود. جامی و سایر مشایخ نقشبندیه از سنیان تفضیلی بودند یعنی بدون انکار مشروعیت خلفای راشدین، علی و خاندانش را بیشتر دوست می داشتند. سلطان حسین بایقرا و خانواده اش و بسیاری از مشایخ و علمای هرات نیز گرایش های شیعی داشتند. اما امیر علی شیر نوایی، وزیر متنفذ و ادب پرور تیموری، سخت دل در گرو تسنن داشت. جنب وجوش طریقت های صوفی–شیعی و به ویژه موفقیت های اخیر صفویان در غرب موجب نگرانی امیر از رشد فزایندهٔ تشیع شده بود. خطابه های شاه قاسم انوار ( ۸۳۷–۷۵۷ ه‍  ق ) ، شاعر صوفی مسلک، که به تبلیغ نهضت خداوندگاران اردبیل، شش دهه پیش از ظهور خاندان صفوی می پرداخت برای مقامات تیموری دردسرساز شده بود. سخنان انوار نه تنها بر دل درویشان و صوفیان و عامهٔ مردم نشسته بود، که شاهزادگان تیموری را نیز خوش آمده بود. کار چندان بالا گرفت که سرانجام او را در ۸۳۰ ه‍  ق از هرات تبعید کردند. اما این اقدامات برای جلوگیری از رشد تشیع کافی نبود. در اواخر قرن نهم هجری، در سرتاسر دنیای فارسی زبان از کاشغر، دهلی، سمرقند، و هرات تا شیراز، تبریز، و بورسه اقبال به طریقت های صوفی–شیعی با رویکرد براندازی حکومت، در حال افزایش بود.

حسین واعظ کاشفیحسین واعظ کاشفیحسین واعظ کاشفیحسین واعظ کاشفیحسین واعظ کاشفی
منابع• https://fa.wikipedia.org/wiki/حسین_واعظ_کاشفی
گزارش
0 | 0

بپرس