حالو

لغت نامه دهخدا

حالو. ( اِ ) صورت دیگری از خالو، بمعنی خال و دایی.
- امثال :
یکی نگفت حالو خرت بچند ؟
|| ( ص ) زبون. ابله.

فرهنگ فارسی

صورت دیگری از خالو بمعنی دایی و خال

پیشنهاد کاربران

این خیلی جالبه که در بسیاری از زبانهای محلی از لر که چندین شاخه میشن و کرد و حتی در شیراز و شایدم نواحی جنوب این واژه مشترک و در زبان عربی هم همین معنی رو میده. چه از عربی آمده باشه و چه نه، اینکه از هم
...
[مشاهده متن کامل]
وام گرفته باشن شاید درست نباشه و شاید ریشه یکی بوده و بعد جدا شده، نظریه ای که در باستان شناسی هم بهش اشاره میشه. ولی چرا اینقدر تفاوت ایجاد شده؟ اینکه انشعاب اقوام باعث چنین تفاوتی بشه خیلی عجیبه. مهمتر اینکه زبان بدون نوشتن نمیتونسته گسترش پیدا کنه و کامل بشه. پس اول نوشتن ایجاد شده و بعد زبانها دارای ساختار مشخص شدن. به واقع زبانشناسی رو میشه مادر علوم تاریخ و باستانشناسی دونست که هنوز پر از رمز و رازه و هر وقت این رازها هویدا بشن تاریخ با زبان خودش شروع به حرف زدن می کنه.

حالو در زبان لری بویراحمدی و کهگیلویه و ممسنی به برادر مادر یا دایی گفته میشود.
در زبان لری بویراحمدی و کهگیلویه و ممسنی هم حالو به برادر مادر، یا دایی گفته میشود
حالو /خالو=درزبان لکی ، لری ، وکردی به معنای برادر مادر یا دایی می باشد
خالو و حالو برگرفته از همان خال یا برادر مادر در زبان عربی است، به نظر دایی در زبان فارسی درست است به معنی از طرف دا بودن است یا همان برادر دا یا مادر.
حالو در زبان فاخر لکی به معنی دایی است
خالو یا حالو، در زبان های کردی و لری به معنی دایی می باشند،