حال کسی خراب بودن

اصطلاحات و ضرب المثل ها

معنی اصطلاح -> حال کسی خراب بودن
1- بیمار بودن؛ وضع جسمی / روحی خوبی نداشتن
2- تعادل عقلی نداشتن؛ گیج بودن
3- از نظر جنسی بی بندوبار بودن؛ عفیف / پاکدامن نبودن
مثال:
1- از چند روز پیش بستری است، حالش خراب است.
2- این آدم حالش خراب است، حرف هایش سندیتی ندارند،
3- خودش آدم سربه راهی است، اما شنیده ام حال زنش خراب است.
توضیح:
این اصط. در معنی سوم، بیشتر درباره ی زنان به کار می رود.

پیشنهاد کاربران

بپرس