حال داشتن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - ذوق داشتن . ۲ - حوصله داشتن . ۳ - حالت وجد و جذبه داشتن .

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) ۱ - ذوق داشتن . ۲ - حوصله داشتن . ۳ - خوب بودن .

پیشنهاد کاربران

واژه ی حال به غیر از زمان، مورد استفاده در بیان چگونگی خوی آدمیزاده می باشد
مانند: حال داشتن یا حال نداشتن
که فارسی آن می شود " نا " یا " نای "
مانند: نا نداشتن یا نایی نداشتن و نا داشتن یا نایی داشتن
...
[مشاهده متن کامل]

و نیز واژه ی " انگیزه " هم بجای آن استفاده می شود
مانند: انگیزه داشتن یا انگیزه نداشتن