حاصل جمع


معنی انگلیسی:
sum, total

لغت نامه دهخدا

حاصل جمع. [ ص ِ ل ِ ج َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) آنچه از جمع کردن چند عدد بدست آید، مثلاً حاصل جمع 5 و 7، دوازده باشد: 12 = 7 + 5.

فرهنگ فارسی

آمچه که از جمع کردن چند عدد بدست آید

مترادف ها

total (اسم)
جمع، جمع کل، جمله، حاصل جمع

sum (اسم)
جمع، مجموع، مبلغ، جمله، حاصل جمع

فارسی به عربی

مبلغ , مجموع

پیشنهاد کاربران

برابرواژه ها🇮🇷
- جمع ( Addition ) = افزایش، افزودن، افزون بر، فزون، فزا
2 - ضرب ( Multiplikation ) = فرزایش، فرزودن، اندر، در، درش
3 - حاصل جمع یا مجموع ( Summe ) = برآیند، سرهم، هموند
...
[مشاهده متن کامل]

4 - حاصلضرب ( Produkt ) = فراورد، همادر، . هم آیش، درهم
نمونه: 7 فزای 3 برابر 10.
نمونه: 5 در 3 برابر 15.
نمونه: هموند 6 و 3 میشود 9.
نمونه: فرآورد 4 در 3 میشود 12.

حاصل جمع: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است:
دانمازیت dānmāzit؛ دانم dānm در پهلوی به معنی حاصل و آزیت در سغدی آذیت بوده به معنی جمع است.
برآیند

بپرس