جوپار

دانشنامه عمومی

جوپار شهری در بخش ماهان شهرستان کرمان استان کرمان ایران است.
جمعیت این شهر طبق آخرین سرشماری سال ۱۳۹۵ برابر با ۵۵۰۰ تن بوده است. [ ۲]
این نام از نام جوی پارسالی برگرفته شده است در گذشته به دلیل آب وهوای بسیار خوبی که این منطقه داشت محل مناسبی برای پادشاهان کرمان بوده است و چون سالی یک بار به این محل می آمدند به همین دلیل می گفتند برویم به محل جوی پارسالی که با گذشت زمان به جوپار شهرت یافت البته در روایتی دیگر اشاره شده است به قنات گوهرریز که چند قسمت شده است ( شش مقسم ) یعنی جوی آب پاره شده است که کم کم تبدیل به جوپار شده است. [ ۳]
عکس جوپارعکس جوپار
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

جوپار ؛ این کلیدواژه یک کانسپت کلامی متشکل از دو کلمه ی جوپ بعلاوه ی آر می باشد
جوپ ؛ وجود یک جریان از مسافران با تعداد کثیر در یک مسیر به خاطر وجود حرف ( پ ) با صورتگری و و ذات آوایی خاص حرف ( پ ) در انتهای کلمه ی جوپ
...
[مشاهده متن کامل]

آر ؛ انرژی ، نیرو ، توانمندی
مرتبط با مفهوم کلماتی از قبیل؛ چاپار و چوپان و چوپا و چابک و ژاپن و جیب و جوب و جاب و. . . .
درک بهتر مفهوم نهفته در این کلیدواژه در متن تحلیل شده ی زیر تبیین شده است ؛
کلیدواژه و کهن واژه ی shop و shopping که با ترجمه فروشگاه و خرید کردن برای ما در زبان فارسی ترجمه و برگردان شده است در واقع بار مفهومی خاص خودش را دارد. اگر بخواهیم یک تعریف با توجه به کلام این کلمه برای خودمان داشته باشیم و ببینیم چه رازی زرّینی در دل خود پنهان دارد اینطور می شود تعریف کرد؛ تسهیل در رسیدن یا چاپیدن چیزی از جایی به جایی یا تسهیل در رسیدن و چاپیدن چیزی از مبدأ به مقصد. حالا اگر بخواهیم این تعریف را با سخن خود کلمه واکاوی و کالبد شکافی کنیم و این کلمه را با قانون و قواعد کلمات در پهنه ی واژگان برای خودمان تفسیر کنیم اینطور می شود تبیین کرد؛ فلسفه و بار مفهومی که این کلمه در درون خودش دارد مرتبط با کلماتی از قبیل شاپ چاپ چاپار چوب چپق چوپا آپاچی چابُک شابرا چاپار شیب شیپور چاپیدن چپاندن چپاول چاپلوس ژاپن چَپَن جیپ جیب می باشد. البته فقط دایره واژگان ریشه ای که مستقیم با کلمه شاپ مرتبط هستند. اگر پهنه دایره واژگان مرتبط با این کلمه را بیشتر گسترش دهیم که به کلمات بسیار بیشتری هم خواهیم رسید که در نگاه اول شاید فکر کنیم این کلمات هیچ ارتباطی باهم ندارند ولی وقتی به صورتی پلکانی و زنجیروار کلمات رو پیگیری می کنیم از یک کلمه به کلماتی خواهیم رسید که کمی آنطرف تر ماهیتش متفاوت خواهد شد. مثل کلمه شیب سیب زیپ زیبا سواب زمین زمان.
متضاد ریشه ای کلمه چاپیدن کلمه چپاندن می باشد. و کلمه ای که بین این دو کلمه رخ نمایی می کند کلمه ی چوپا و چابک می باشد. و شخص یا یک سیستم چابک، کلمه چاپار می باشد که عمل چاپیدن و چپاندن را مثل سیستم پست امروزی اجرا می کند. هرچند کلمه پست بُعد پاسداری و حفاظت از کالا را از مبدأ تا مقصد در خود پنهان دارد مثل اصطلاح wall post در معماری که رایج و مرسوم می باشد. حرف ت در کلمه پُست به لحاظ نزدیکی محل صدور آوا به حرف د قابل تبدیل شدن به همدیگر هستند و منشعب از کلمه پاسداری می باشد.
وقتی کلمات را در زبان های مختلف بررسی می کنیم این مدل جانمایی کلمات در زبان های مختلف در میان جوامع مختلف در ابعاد کاربردی مختلف اینطور به نظر می رسد که از یک منبع و از یک چشمه جاری شده باشد. و نتیجه و زحمت کار حکیمانی یا یک شخص در طی زمان در ابعاد درست کاربردی مختلف باشد.
ژاپن؛ کشور ژاپن که به سرزمین آفتاب تابان معروف است کلمه ژاپن نیز همین مفهوم را در دل خودش دارد. کلمه ژاپن یعنی چاپیدن نور و آفتاب توسط طبیعت و خشکی از آن نقطه. یعنی طبیعت و زمین، آفتاب را از آن نقطه می چاپد. کلیدواژه و کهن واژه ژاپن یک کلمه ی بسیار حکیمانه و پر مفهوم و منطبق بر واقعیت اقلیمی همان منطقه و مشترک در زبانهای مختلف است که به زمانه ما هم رسیده است. کشور ژاپن با توجه به جهت چرخش زمین به دور خودش از غرب به شرق که باعث ایجاد طلوع و غروب آفتاب از شرق به غرب می شود و به سبب اینکه در مسیر رفت و آمد انسانها از غرب به شرق یا از طرف غروب آفتاب به سمت طلوع آفتاب و بالعکس از طرف خشکی تردد برقرار بوده و از طرف دریا و اقیانوس بسیار پر تلاطم سمت قاره آمریکا امکان پذیر نبوده است جزو اولین خشکی ها و کشورهایی است که آفتاب از آنجا طلوع می کند به همین سبب هم در واقعیت اقلیم آن منطقه مبدأ طلوع خورشید می باشد. به همین سبب هم مفهوم کلمه ژاپن به مفهوم مبدأ چاپیدن آفتاب یا طلوع آفتاب از آن نقطه توسط خشکی و طبیعت و چپاندن آفتاب در غرب می باشد. یعنی به صورت طبیعی، طبیعت و زمین، خورشید را از آن نقطه می چاپد. لذا ژاپن مرتبط با کلماتی از قبیل چاپیدن، چپاندن، چابک، چاپار، چاپن، چَپَن، چپاول چاپلوس و شاپ و چاپ چوب و چوپا، آپاچی، چوپان، جیپ، جیب، جوب، اجابت، نجابت، نجیب، جنبیدن، مجاب، جواب و شیب و شیپور و . . . می باشد. همه این کلمات یک تعریف مشترک ولی در ابعاد مختلف در دل خود دارند با این مضمون؛ تسهیل در گرفتن و رسیدن چیزی از جایی به جایی یا تسهیل در گرفتن و رسیدن چیزی از مبدأ به مقصد.
چاپ؛ اصطلاح چاپ کردن که به مفهوم کپی گرفتن در زمان ما رایج می باشد به معنی تصویری را از چیزی گرفتن و به ثبت رساندن در عالم واقع دارای مفهوم می باشد.
چپق؛ دو مفهوم در دل این کلمه خودنمایی می کند.
چپق ؛ چوخ پُک اصطلاحاً وسیله ای که نیاز به مُک و پُک زیاد دارد و دود زیادی تولید می کند. کلمه چوخ یا چُخ در زبان ترکی به مفهوم زیاد در حال استفاده می باشد.
چُپُق؛ وسیله ی رابط برای گرفتن و رساندن یا چاپیدن و چپاندن چیزی از جایی به جایی یا رساندن چیزی از یک مبدأ به مقصد.
چاپار؛ این کلمه یک کانسپت کلامی متشکل از دو کلمه می باشد. اگر از زاویه ذات حروف به این کلمه نگاه کنیم فلسفه کلمه چاپ با توجه به ذات حرف آ در میان کلمه که در هنگام تلفظ از محل صدور آن از ابزارهای دهان نشان دهنده یک مقوله تعالی بخش و بیرونی و قابل رؤیت هست. و بخش دوم چاپار کلمه آر به مفهوم انرژی می باشد یعنی ایجاد یک سیستم ارسال در محموله های پستی در زمان قدیم از یک مبدأ به یک مقصد.
چوب؛ این کلمه هم یک کلمه اصیل هست که با توجه به ذات حرف ( و ) در میان کلمه نمایانگر یک جریان برقرار و درونی در ابعاد مختلف می باشد. کلمه چوب با توجه به نیاز گیاهان و درختان به دریافت یا گرفتن یا چاپیدن آب و مواد مغذی از ریشه به شاخ و برگ ها توسط آوند درختان و گیاهان مفهوم مرتبط با شرایط خودش را دارد.
شابران ؛ در زبان و گویش سیستانی به دریا شابرا یا شاپرا گفته می شود.
شاپراه به مفهوم راه دریایی از یک زاویه خلاصه شده ی شاه آب راه و از یک زاویه دیگر چاپرا به مفهوم راه کسب و کار، راه کسب رزق و روزی مرتبط با مفهوم کلمه ی چاپار می باشد.
شابران به مفهوم دریانورد و پیک یا قاصد یا پست امروزی دارای مفهوم می باشد. از این کلمه برای نامگذاری شهرهای ساحلی که دارای بنادر تجاری باشد قابل استفاده است.
شفیع ؛ شخص واسط برای گرفتن چیزی برای کسی
شفیع از ریشه ی شفع
و شَفْع از ریشه ی شَفْ
شَفْ قابل تبدیل به چَپْ به مفهوم گرفتن
بر همین منوال شفیع قابل تبدیل به چاپیع به معنی چاپنده و گیرنده. نهایتاً حاصل نتیجه ی شَفْع مفهومی به نام شَعَف و مشعوف شدن.
ادامه ی کاملتر مطلب فوق، رجوع شود به تحلیل و تفسیر جمله ی ( ادعونی استجب لکم ) در کامنت های بنده حقیر

شهری در استان کرمان

بپرس