جوم
لغت نامه دهخدا
پیشنهاد کاربران
جُوم در زبان لکی یعنی: کاسه نقش دار اعم از مسی یا برنجی یا چینی یا . . .
جوم
جام ، کاسه
جومِک
جام یا کاسه کوچک، پیاله
گویش طالقانی
جام ، کاسه
جومِک
جام یا کاسه کوچک، پیاله
گویش طالقانی
در لری به کاسه آهنی جوم میگویند
موعد، موسم، هنگام در زبان ملکی گالی بشکرد