جولانی

لغت نامه دهخدا

جولانی. [ ج َ نی ی ] ( ع ص ) عام منفعت : رجل جولانی ؛ مرد عام منفعت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || بسیار گرد و غبار: یوم جولانی. یوم جولان َ، و این ممنوع الصرف است. ( منتهی الارب ). || در تداول فارسی ، اسب جولانی ؛ اسبی که در میدان نبرد به تاخت وتاز است : کجا رسد خر باری به اسب ِ جولانی ؟ || پیاله شراب. ( غیاث اللغات از مصطلحات و بهارعجم ) :
او را که گرد عاشقی در ساغر دل ریختند
کی صاف عشرت می رسد زین نیلگون جولانیش ؟
غزالی مشهدی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

عام منفعت یا بسیار گرد و غبار

پیشنهاد کاربران

جولان نام منطقه ای لرنشین در شام ( سوریه ) است که نیمی از این منطقه توسط اسرائیل تصرف شده
گروهی از جنگجویان قوم لر به فرماندهی سردار صلاح الدین ایوبی لر تویسرکان به اروپائیان حمله کرد و فلسطین را آزاد کردند
...
[مشاهده متن کامل]

بعد از فتح گروهی از قوم لر در مناطقی که امروزه سوریه، عراق، ترکیه نام نهاده شده ساکن شدند
_____
جولان همچنین نام پسرانه لری

بپرس