جوس

لغت نامه دهخدا

جوس. [ ج َ ] ( ع مص ) گشتن در میان سرایها برای غارت و جستن آنچه در اوست. ( منتهی الارب ). در سرای بگشتن برای غارت. ( ترجمان علامه ترتیب عادل ) ( تاج المصادر بیهقی ). || نیک جستن چیزی را. || پامال کردن. || مقهور ساختن. || کشتن بشب از دلیری. ( منتهی الارب ). رجوع به جوسان شود.

جوس. ( ع اِ ) جوع و گرسنگی است در لغت هذیل. ( ذیل اقرب الموارد ). از اتباع جوع است. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

جوع و گرسنگی است در لغت هذیل

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
جستجوی شدید. تفشیش. در قاموس گوید: بر می‏انگیزیم بر شما بندگان به اصلابت خود را پس میان خانه‏هارا تفشیش کنند، این کلمه یک باربیشتر در قرآن مجید نیست .

دانشنامه عمومی

جوس ( به لاتین: Jos ) یک شهر در نیجریه است که در ایالت پلاتو واقع شده است. [ ۲]
جوس ۸۷۳٬۹۴۳ نفر جمعیت دارد و ۱٬۲۱۷ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
عکس جوس
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

در فرهنگ چینی کاغذ روح یا کاغذ جوس کاربرد دارد. به طور کلی، کاغذ جوس به نذری چینی اشاره دارد که از مواد کاغذی تشکیل شده است. آنها کوچک هستند، معمولاً به صورت اسناد کاغذی، لباس و انواع صنایع دستی تاشو ظاهر می شوند. سوزاندن کاغذ جوس یک مراسم تشریفاتی چینی برای پرستش خدایان یا اجداد مردم است.
در سرای بگشتن برای غارت