جوالدوز

/javAlduz/

معنی انگلیسی:
bodkin, sack - maker

لغت نامه دهخدا

جوالدوز. [ ج َ / ج ُ ] ( اِ مرکب ) سوزنی بزرگ و درشت برای دوختن توبره و جوال و امثال آن. مِسَلّة. ( زمخشری ). سوزن کلان که جوال به آن دوزند. ( آنندراج ) :
سعدی خط سبز دوست دارد
نه هر علف جوال دوزی.
سعدی.
- امثال :
احمدک وقتی بیکار میماند جوالدوز بخود میزند.
یک سوزن به خود بزن یک جوالدوز به دیگران .
|| ( نف مرکب ) آنکه جوال دوزد. دوزنده جوال.

فرهنگ فارسی

سوزنی بزرگ و درشت برای دوختن توبره و جوال و امثال آن .

فرهنگ معین

( ~. ) (اِمر. ) سوزن بزرگی که برای دوختن جوال و پارچه های ضخیم به کار می رود.

فرهنگ عمید

سوزن درشت که برای دوختن جوال و پارچه های ستبر به کار می رود.

پیشنهاد کاربران

درگویش گوغر سوزنی تقریبا پانزده سانتی متمولا کج وخمیده راگویند که ضخیم تر از سایر سوزن هاست وبرای دوخت درب خوره وگونی و. . . به کار می رود.
در زبان لکی به آن گنوژ gonuž گفته می شود.
در گویش شهرستان بهاباد بخش اول این کلمه ( ( جو ) ) بر وزن قو ( نوعی پرنده ) و بخش دوم ( ( آل ) ) تلفظ می شود/jooal/
جوال: به کیسه ی بزرگ تهیه شده از پارچه محکم و خشن گفته می شود.
جوال دوز: با انکه در ابتدا تصور می شود که به شخص دوزنده ی جوال گفته می شود اما در اصل این لفظ به سوزنی گفته می شود که عموما از جنس فلز، دارای استحکام و نسبتابزرگ در حد یک وجب است و با آن می توان گونی و پارچه های محکم و کلفت را دوخت.
...
[مشاهده متن کامل]

جوالدوز به ترکی