جنغولک بازی یا جنقولک بازی دراوردن

اصطلاحات و ضرب المثل ها

( جنغولک بازی یا جنقولک بازی درآوردن ) معنی اصطلاح -> جنغولک بازی / جنقولک بازی درآوردن
سروصدا / آشوب / شلوغی / آشفتگی [ بیهوده ] به راه انداختن
مثال:
شماها از وقتی که دوپا شده اید، زائیدنتان این همه مشکل شده، احتیاج به ماما پیدا کرده اید و با آن شکم ورقلمبیده ی مضحک روی دو پا راه می روید و این همه المشنگه و جنغولک بازی درمی آورید.
( قضیه ی نمک ترکی – صادق هدایت )
توضیح:
همچنین ← «المشنگه راه انداختن»

پیشنهاد کاربران

بپرس