جمجمه
/jomjome/
برابر پارسی: کاسه سر، استخوان سر
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
جمجمة. [ ج ُ ج ُ م َ ] ( ع اِ ) کاسه سر یا استخوانی که در آن دماغ است. ج ، جمجم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || نوعی از پیمانه است. ( منتهی الارب ). || چاه در شوره زار. || قدح چوبین. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || چوب قلبه که در آن آهن تعبیه کنند. ( منتهی الارب ). ج ، جماجم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) کاس. سر استخوان سرکه دارای هشتقطعه استخوان متصل بهم است .جمع جماجم .
سخن ناپیدا گفتن یا پنهان داشتن چیزی در دل یا هلاک گردانیدن .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
واژه نامه بختیاریکا
( جمجمه ( سر ) ) کَلاسه ( سر )
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] استخوان سر که وظیفه محافظت از مغز را دارد جمجمه نامیده می شود.
محفظه استخوانی سر است که مغز را احاطه کرده است.
کاربرد جمجمه در فقه
ازآن درباب قصاص ودیات نام برده اند.
احکام جمجمه
...
محفظه استخوانی سر است که مغز را احاطه کرده است.
کاربرد جمجمه در فقه
ازآن درباب قصاص ودیات نام برده اند.
احکام جمجمه
...
wikifeqh: جمجمه
دانشنامه عمومی
جمجمه ( به عربی: جمجمة ) یک ساختار استخوانی است که در تمامی مهره داران وجود دارد و به عنوان چهارچوب سر عمل می کند. [ ۱] جمجمه ساختار صورت را حفظ می کند و مغز را هم از صدمه دیدن حفظ می کند.
جمجمه بدون در نظر گرفتن استخوان متحرک فک تحتانی، کرانیوم نامیده می شود. کرانیوم از دو بخش تشکیل شده است. جمجمه مغزی که بخشی از جمجمه است که وظیفه حفاظت از مغز را بر عهده دارد؛ و قسمت دوم استخوان های صورت، در جلو و پایین جعبه مغزی قرار گرفته است و اسکلت صورت را می سازد. استخوانهای جعبه مغزی ۸ عدد هستند ۴ عدد فرد و میانی و ۲ عدد زوج و طرفی هستند. استخوان های صورت ۱۴ عدد هستند که ۶ عدد زوج و ۲ عدد فرد هستند.
در مجموع ۲۲ عدد استخوان، جمجمه را تشکیل می دهند. [ ۲] در ضخامت برخی از استخوانهای سر و صورت حفرات تو خالی هوایی به نام سینوس وجود دارند. غیر از مفصل فکی گیجگاهی که تنها مفصل متحرک جمجمه است بقیه استخوان ها از طریق مفاصل لیفی به یکدیگر متصل هستند.
تقویت جمجمه یکی از مهمترین اصول برای محافظت بیشتر از مغز در برابر آسیب های رادیکال های آزاد میکروبهای ریز مولکول های درشت است. ویتامین D ٬کلسیم ٬ویتامین C٬ جمجمه وبافت مننژ و سد خونی مغزی را تقویت میکند و نسبت به آسیب ها سریع نمی شکنند و آسیب جدی نمی بیند علاوه بر آن به جز جمجمه استخوان های دیگر بدن را نسبت به شکستگی مقاوم میکند.
استخوان های فرد کاسه مغزی عبارتند از: استخوان پیشانی، استخوان پرویزنی، استخوان پروانه ای، استخوان پس سری استخوان های زوج کاسه مغزی عبارتند از: استخوان آهیانه و استخوان گیجگاهی. [ ۳]
استخوان های فرد صورت عبارتند از: استخوان خیش، استخوان فک تحتانی. استخوانهای زوج صورت عبارتند از: استخوانهای فک فوقانی، استخوانهای کامی، استخوانهای گونه، استخوانهای بینی، استخوانهای اشکی و استخوانهای شاخک تحتانی بینی



این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفجمجمه بدون در نظر گرفتن استخوان متحرک فک تحتانی، کرانیوم نامیده می شود. کرانیوم از دو بخش تشکیل شده است. جمجمه مغزی که بخشی از جمجمه است که وظیفه حفاظت از مغز را بر عهده دارد؛ و قسمت دوم استخوان های صورت، در جلو و پایین جعبه مغزی قرار گرفته است و اسکلت صورت را می سازد. استخوانهای جعبه مغزی ۸ عدد هستند ۴ عدد فرد و میانی و ۲ عدد زوج و طرفی هستند. استخوان های صورت ۱۴ عدد هستند که ۶ عدد زوج و ۲ عدد فرد هستند.
در مجموع ۲۲ عدد استخوان، جمجمه را تشکیل می دهند. [ ۲] در ضخامت برخی از استخوانهای سر و صورت حفرات تو خالی هوایی به نام سینوس وجود دارند. غیر از مفصل فکی گیجگاهی که تنها مفصل متحرک جمجمه است بقیه استخوان ها از طریق مفاصل لیفی به یکدیگر متصل هستند.
تقویت جمجمه یکی از مهمترین اصول برای محافظت بیشتر از مغز در برابر آسیب های رادیکال های آزاد میکروبهای ریز مولکول های درشت است. ویتامین D ٬کلسیم ٬ویتامین C٬ جمجمه وبافت مننژ و سد خونی مغزی را تقویت میکند و نسبت به آسیب ها سریع نمی شکنند و آسیب جدی نمی بیند علاوه بر آن به جز جمجمه استخوان های دیگر بدن را نسبت به شکستگی مقاوم میکند.
استخوان های فرد کاسه مغزی عبارتند از: استخوان پیشانی، استخوان پرویزنی، استخوان پروانه ای، استخوان پس سری استخوان های زوج کاسه مغزی عبارتند از: استخوان آهیانه و استخوان گیجگاهی. [ ۳]
استخوان های فرد صورت عبارتند از: استخوان خیش، استخوان فک تحتانی. استخوانهای زوج صورت عبارتند از: استخوانهای فک فوقانی، استخوانهای کامی، استخوانهای گونه، استخوانهای بینی، استخوانهای اشکی و استخوانهای شاخک تحتانی بینی




wiki: جمجمه
دانشنامه آزاد فارسی
جُمجُمه (skull)
جُمجُمه
جُمجُمه
جُمجُمه
جُمجُمه
جُمجُمه
در مهره داران۱، مجموعه ای از استخوان ها۲ یا غضروف۳ مسطح و با اشکال نامنظم که مغز و اندام های بینایی، شنوایی، و بویایی را می پوشاند و تکیه گاهی برای فک ها (آرواره ها) است. در بیشتر پستانداران۴، جمجمه متشکل از ۲۲ استخوان است که با مفاصل فیبری غیرمتحرکی۵ با نام شیار۶ به هم متصل اند. در کف جمجمه حفره ای بزرگ۷ برای عبورنخاع۸ و تعدادی سوراخ کوچکتر برای عبور اعصاب۹ و رگ های خونی۱۰ وجود دارد. جمجمه متشکل است از کاسۀ سر۱۱ (صندوق مغز۱۲)، و استخوان های صورت، شامل فک بالا و جایگاه سینوس ها، که چارچوبی برای بینی، چشم ها، و سقف حفرۀ دهانی می سازد. فک پایین به حاشیۀ پایینی از بخش میانی جمجمه مفصل شده است. منفذ متصل به گوش میانی۱۳ هم در نزدیکی همین مفصل است. حاشیۀ پایینی صفحۀ پشتی سر به بخش بالایی ستون مهره۱۴ مفصل شده است. در داخل جمجمه، انواع متفاوتی از حفره های کم عمق وجود دارد که قسمت های گوناگون مغز در آن ها قرار می گیرند.
نُمو جمجمه. استخوان های قاعدۀ جمجمه۱۵ از غضروف، و استخوان های طاق جمجمه۱۶ از غشا۱۷ و بافت پیوندی تکوین می یابند. در هنگام تولد، استخوانی شدن طاق جمجمه هنوز کامل نشده است. بدین ترتیب، ناحیه های کوچک غشایی، مخصوصاً در بخش های قدامی و خلفی ملاج، به صورت غشایی باقی می مانند. این بخش ها طی دومین سال زندگی بسته می شوند. عدم تکمیل استخوانی شدن و جفت شدن ناقص استخوان ها بدین معنی است که در بدو تولد جمجمه دارای ثبات و سختی کمتری است. حرکت کم قطعات جمجمه نسبت به یکدیگر باعث تسهیل تولد می شود. از آنجایی که در هنگام تولد دندان ها کاملاً شکل نگرفته اند و سینوس های مجاور بینی تکوین نیافته اند، نسبت ابعاد صورت به کاسه سر در اطفال کوچک تر از افراد بالغ است. انسان شناسان و زیست شناسان از شکل و اندازۀ جمجمه برای طبقه بندی استفاده می کنند. حجم جمجمه و حجم مغز انسان اولیه، با نام علمی Homo habilis، که در حدود ۲میلیون سال پیش زندگی می کرد، حدود ۵۱۰ میلی لیتر بود، در حالی که این حجم در انسان خردمند، با نام علمی Homo sapiens، به طور متوسط ۱۴۰۰ میلی لیتر و نشان دهندۀ افزایش ظرفیت هوشی است. خصوصیات برجستۀ جمجمه در انسان عبارت اند از اندازۀ بزرگ جمجمه، اندازه کوچک صورت، حتی در افراد بالغ؛ و طریقۀ قرارگرفتن جمجمه روی ستون مهره ها.
جُمجُمه
جُمجُمه
جُمجُمه
جُمجُمه
جُمجُمه
در مهره داران۱، مجموعه ای از استخوان ها۲ یا غضروف۳ مسطح و با اشکال نامنظم که مغز و اندام های بینایی، شنوایی، و بویایی را می پوشاند و تکیه گاهی برای فک ها (آرواره ها) است. در بیشتر پستانداران۴، جمجمه متشکل از ۲۲ استخوان است که با مفاصل فیبری غیرمتحرکی۵ با نام شیار۶ به هم متصل اند. در کف جمجمه حفره ای بزرگ۷ برای عبورنخاع۸ و تعدادی سوراخ کوچکتر برای عبور اعصاب۹ و رگ های خونی۱۰ وجود دارد. جمجمه متشکل است از کاسۀ سر۱۱ (صندوق مغز۱۲)، و استخوان های صورت، شامل فک بالا و جایگاه سینوس ها، که چارچوبی برای بینی، چشم ها، و سقف حفرۀ دهانی می سازد. فک پایین به حاشیۀ پایینی از بخش میانی جمجمه مفصل شده است. منفذ متصل به گوش میانی۱۳ هم در نزدیکی همین مفصل است. حاشیۀ پایینی صفحۀ پشتی سر به بخش بالایی ستون مهره۱۴ مفصل شده است. در داخل جمجمه، انواع متفاوتی از حفره های کم عمق وجود دارد که قسمت های گوناگون مغز در آن ها قرار می گیرند.
نُمو جمجمه. استخوان های قاعدۀ جمجمه۱۵ از غضروف، و استخوان های طاق جمجمه۱۶ از غشا۱۷ و بافت پیوندی تکوین می یابند. در هنگام تولد، استخوانی شدن طاق جمجمه هنوز کامل نشده است. بدین ترتیب، ناحیه های کوچک غشایی، مخصوصاً در بخش های قدامی و خلفی ملاج، به صورت غشایی باقی می مانند. این بخش ها طی دومین سال زندگی بسته می شوند. عدم تکمیل استخوانی شدن و جفت شدن ناقص استخوان ها بدین معنی است که در بدو تولد جمجمه دارای ثبات و سختی کمتری است. حرکت کم قطعات جمجمه نسبت به یکدیگر باعث تسهیل تولد می شود. از آنجایی که در هنگام تولد دندان ها کاملاً شکل نگرفته اند و سینوس های مجاور بینی تکوین نیافته اند، نسبت ابعاد صورت به کاسه سر در اطفال کوچک تر از افراد بالغ است. انسان شناسان و زیست شناسان از شکل و اندازۀ جمجمه برای طبقه بندی استفاده می کنند. حجم جمجمه و حجم مغز انسان اولیه، با نام علمی Homo habilis، که در حدود ۲میلیون سال پیش زندگی می کرد، حدود ۵۱۰ میلی لیتر بود، در حالی که این حجم در انسان خردمند، با نام علمی Homo sapiens، به طور متوسط ۱۴۰۰ میلی لیتر و نشان دهندۀ افزایش ظرفیت هوشی است. خصوصیات برجستۀ جمجمه در انسان عبارت اند از اندازۀ بزرگ جمجمه، اندازه کوچک صورت، حتی در افراد بالغ؛ و طریقۀ قرارگرفتن جمجمه روی ستون مهره ها.
wikijoo: جمجمه
مترادف ها
تغار، جمجمه، قاب، ماهی تابه، کفه، کفه ترازو، روغن داغ کن، گودال اب
الک، جمجمه، پوست فرق سر، پوست سر با مو
جمجمه، کاسه مغز
جمجمه، کاسه سر
جمجمه، کاسه سر
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
جمجمه ؛ برگرفته از کلمه ی جام. به مفهوم ظرفی که بشود در آن چیزی رو جمع کرد. علت اینکه دو بار از کلمه ی جُم در کلمه ی جمجمه استفاده شده است به خاطر جام جام بودن آن و چند تیکه بودن کاسه ی سر می باشد.
در لهجه مردمان جنوب اصطلاح ؛ بیا جم، تِیمْ بشین یعنی بیا کنارم، پیشِ من بشین. تِیمْ در اینجا از دو کلمه ی تِیْ مو یا تِیْ من تشکیل شده است. تِیْ یا تیه یعنی چشم مرتبط با کلمه ی کتابی طوطیا و در زبان محلی کلمه ی تِیَل جمع کلمه چشمها در لهجه های محلی و از یک زاویه مرتبط با گردی چشم می باشد. اصطلاح تیله در تیله بازی به معنی شیشه ی گرد است.
... [مشاهده متن کامل]
پس تعریف دقیق تر بیا جَم، تِیْمْ بشین یعنی بیا جمب من جلو چشام باش یا اینکه تو دید من باش. همچنین حرف ( م ) در کلمه ی جمب قابل تبدیل به جنب و جانب می باشد که قانون قلب به میم قابل روئیت می شود مثل دمبال و دنبال دمب و دنب یا سمبل و سنبل و خیلی کلمات اینچنینی.
معنی دیگری که از کلمه ی جم قابل برداشت است مفهوم اتحاد و همگرایی می باشد. متضاد کلمه ی جم بر مبنای خود این کلمه که دارای انطباق ریشه ای باشد کلمه نجم به مفهوم پراکنده قابل رؤیت است. کلمه ی نجم که به معنی ستاره ترجمه و برگردان شده است در عالم واقع نورهای پراکنده عینیت دارد. مثل دو کلمه ی خیل و نخیل به معنی زیاد و کم یا شیب و نشیب. به گونه ای که در کلمه ی انجمن هر دو مفهوم همگرایی و واگرایی در یک کلمه وجود دارد. یعنی اتحاد نورهای پراکنده.
از این کلمه در نام های ایرانی مثل جمشید به معنی متحد کننده در حال استفاده می باشد. مثل خورشید به مفهوم خشک کننده و هورشید به مفهوم گرم کننده و حرارت دهنده.
کلمه ی عجم نیز که برای ایرانیان استفاده می شود به مفهوم جماعت متحد دارای مفهوم می باشد. از کلمه ی جم در کلمات زیادی استفاده گردیده که هرکدام در جایگاه خودش تحلیل و تفسیر خودش را دارد.
مثل کلیدواژه ی ( جمله ) که از جمع شدن کلمات در جمب هم دارای مفهوم جمال می شود.
جمال با ترجمه و برگردان ( زیبا ) که راسته ی موازی این مفهوم می باشد و اتفاقا به جا هم برای این کلمه انتخاب شده است. با این توضیح که زیبایی از زیب شدن چیزها به همدیگر و زیبندگی و زیبنده شدن دارای مفهوم می باشد ولی مفهوم اصلی جمال از جمله شدن چیزها به همدیگر و به جمال منتهی شدن دارای مفهوم می باشد.
مطلب مرتبطی که با مفهوم انجمن همخوانی دارد دو کلمه ی انجیل و انگلیس می باشد که تحلیل این دو کلمه در مطلب زیر تحلیل و تبیین شده است ؛
کلمه انگلیس تغییر شکل یافته ی اِنجلیس یا هنجلیس می باشد. یعنی حکومتی که بر مبنای هنجارها و فرامین خداوند متعال در کتاب آسمانی انجیل ایجاد شده است. و خود کلمه ی انجیل هم یعنی مفاهیم و معارف هنجارمندی که به جان انسان می چسبید ( هَنج در زبان تات های خراسان شمالی یعنی به سمت خود کشیدن و کشش یعنی جذب ) و با آهنگ فطری و ذاتی بشر همخوانی دارد. اَنگ یا انج به هر چیز چسبنده گفته می شود. مثل انگبین انگور انجیر انجمن هنگ آهنگ. اصطلاح اینکه می گویند این انگ ها به ما نمی چسبه. یا کلمه انگل که موجودی هست که برای تغذیه، خودش رو به یک موجوددیگر می چسباند. یا کلمه انگاره یعنی تفکری که تبدیل به عقیده شده و مثل چسب به وجودمان چسبیده و رفتار و گفتارمان از اون تفکر نشأت می گیره. در کل کلمه انجیل و انگلیس یعنی تفکر و عقیده و آرمانی هست که انسان از اون زاویه به جهان هنجارمند هستی نگاه می کنه.
در لهجه مردمان جنوب اصطلاح ؛ بیا جم، تِیمْ بشین یعنی بیا کنارم، پیشِ من بشین. تِیمْ در اینجا از دو کلمه ی تِیْ مو یا تِیْ من تشکیل شده است. تِیْ یا تیه یعنی چشم مرتبط با کلمه ی کتابی طوطیا و در زبان محلی کلمه ی تِیَل جمع کلمه چشمها در لهجه های محلی و از یک زاویه مرتبط با گردی چشم می باشد. اصطلاح تیله در تیله بازی به معنی شیشه ی گرد است.
... [مشاهده متن کامل]
پس تعریف دقیق تر بیا جَم، تِیْمْ بشین یعنی بیا جمب من جلو چشام باش یا اینکه تو دید من باش. همچنین حرف ( م ) در کلمه ی جمب قابل تبدیل به جنب و جانب می باشد که قانون قلب به میم قابل روئیت می شود مثل دمبال و دنبال دمب و دنب یا سمبل و سنبل و خیلی کلمات اینچنینی.
معنی دیگری که از کلمه ی جم قابل برداشت است مفهوم اتحاد و همگرایی می باشد. متضاد کلمه ی جم بر مبنای خود این کلمه که دارای انطباق ریشه ای باشد کلمه نجم به مفهوم پراکنده قابل رؤیت است. کلمه ی نجم که به معنی ستاره ترجمه و برگردان شده است در عالم واقع نورهای پراکنده عینیت دارد. مثل دو کلمه ی خیل و نخیل به معنی زیاد و کم یا شیب و نشیب. به گونه ای که در کلمه ی انجمن هر دو مفهوم همگرایی و واگرایی در یک کلمه وجود دارد. یعنی اتحاد نورهای پراکنده.
از این کلمه در نام های ایرانی مثل جمشید به معنی متحد کننده در حال استفاده می باشد. مثل خورشید به مفهوم خشک کننده و هورشید به مفهوم گرم کننده و حرارت دهنده.
کلمه ی عجم نیز که برای ایرانیان استفاده می شود به مفهوم جماعت متحد دارای مفهوم می باشد. از کلمه ی جم در کلمات زیادی استفاده گردیده که هرکدام در جایگاه خودش تحلیل و تفسیر خودش را دارد.
مثل کلیدواژه ی ( جمله ) که از جمع شدن کلمات در جمب هم دارای مفهوم جمال می شود.
جمال با ترجمه و برگردان ( زیبا ) که راسته ی موازی این مفهوم می باشد و اتفاقا به جا هم برای این کلمه انتخاب شده است. با این توضیح که زیبایی از زیب شدن چیزها به همدیگر و زیبندگی و زیبنده شدن دارای مفهوم می باشد ولی مفهوم اصلی جمال از جمله شدن چیزها به همدیگر و به جمال منتهی شدن دارای مفهوم می باشد.
مطلب مرتبطی که با مفهوم انجمن همخوانی دارد دو کلمه ی انجیل و انگلیس می باشد که تحلیل این دو کلمه در مطلب زیر تحلیل و تبیین شده است ؛
کلمه انگلیس تغییر شکل یافته ی اِنجلیس یا هنجلیس می باشد. یعنی حکومتی که بر مبنای هنجارها و فرامین خداوند متعال در کتاب آسمانی انجیل ایجاد شده است. و خود کلمه ی انجیل هم یعنی مفاهیم و معارف هنجارمندی که به جان انسان می چسبید ( هَنج در زبان تات های خراسان شمالی یعنی به سمت خود کشیدن و کشش یعنی جذب ) و با آهنگ فطری و ذاتی بشر همخوانی دارد. اَنگ یا انج به هر چیز چسبنده گفته می شود. مثل انگبین انگور انجیر انجمن هنگ آهنگ. اصطلاح اینکه می گویند این انگ ها به ما نمی چسبه. یا کلمه انگل که موجودی هست که برای تغذیه، خودش رو به یک موجوددیگر می چسباند. یا کلمه انگاره یعنی تفکری که تبدیل به عقیده شده و مثل چسب به وجودمان چسبیده و رفتار و گفتارمان از اون تفکر نشأت می گیره. در کل کلمه انجیل و انگلیس یعنی تفکر و عقیده و آرمانی هست که انسان از اون زاویه به جهان هنجارمند هستی نگاه می کنه.
کله
جمجمه:جام جامه لری و فارسی کهن است.
کاسه سر
جلگه
بیشه زار
جنگل
. . . شهر پتربورغ که سابق بندر کوچکی بوده و زمین آن جنگل و جمجمه بوده است. . . . .
سفر نامه میرزا ابوالحسن خان ایلچی به روسیه
جلگه
بیشه زار
جنگل
. . . شهر پتربورغ که سابق بندر کوچکی بوده و زمین آن جنگل و جمجمه بوده است. . . . .
سفر نامه میرزا ابوالحسن خان ایلچی به روسیه
جایی که تعداد زیادی درخت و گیاه کنار هم روییده باشند و یا جایی که جمعیت زیادی گرد هم جمع شده باشند.
واژه جمجمه در زبان پارسی خراسانی و سیستانی کدولگ یا کدوله گفته میشود ،
کاسه سر. [ س َ /س ِ ی ِ س َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) جمجمه. فَروَه. قحف. جَلجَه :
بر سر آتش هوا دیگ هوس همی پزم
گرچه بکاسه سرم بر سرم آب می خوری.
خاقانی.
افسرده شد ور اکنون خواهد ز تیغت آتش
... [مشاهده متن کامل]
هم کاسه سر او خواهد شدن سفالش.
خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 235 ) .
بر سر بمانده دست رباب از هوای عید
افتاده زیر دیگ شکم کاسه سرش.
خاقانی.
عقل که شد کاسه سر جای او
مغز کهن نیست پذیرای او.
نظامی.
آن کاسه سری که پر از باد عجب بود
خاکی شود که گل کند آن خاک کوزه گر.
عطار.
خفتگان بیچاره در خاک لحد
خفته واندر کاسه ٔسر سوسمار.
سعدی.
روزی که چرخ از گل ما کوزه ها کند
زنهار کاسه سر ما پر شراب کن.
حافظ.
خاک در کاسه آن سر که در آن سودا نیست
خار در پرده آن چشم که خون پالا نیست.
صائب.
بر سر آتش هوا دیگ هوس همی پزم
گرچه بکاسه سرم بر سرم آب می خوری.
خاقانی.
افسرده شد ور اکنون خواهد ز تیغت آتش
... [مشاهده متن کامل]
هم کاسه سر او خواهد شدن سفالش.
خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 235 ) .
بر سر بمانده دست رباب از هوای عید
افتاده زیر دیگ شکم کاسه سرش.
خاقانی.
عقل که شد کاسه سر جای او
مغز کهن نیست پذیرای او.
نظامی.
آن کاسه سری که پر از باد عجب بود
خاکی شود که گل کند آن خاک کوزه گر.
عطار.
خفتگان بیچاره در خاک لحد
خفته واندر کاسه ٔسر سوسمار.
سعدی.
روزی که چرخ از گل ما کوزه ها کند
زنهار کاسه سر ما پر شراب کن.
حافظ.
خاک در کاسه آن سر که در آن سودا نیست
خار در پرده آن چشم که خون پالا نیست.
صائب.
نام تعدادی از واژگان مربوط به اسکلت بدن انسان به انگلیسی:
✅️ skull / cranium = جمجمه 💀
✅️ cheekbone = استخوان گونه
✅️ jawbone / mandible = استخوان فک
✅️ ribcage = قفسه سینه
... [مشاهده متن کامل]
✅️ collarbone / clavicle = ترقوه، استخوان چنبر
✅️ shoulder blade / scapula = استخوان شانه، استخوان کتف
✅️ breastbone / sternum = استخوان جناغ سینه
✅️ humerus = استخوان بازو
❗️جمع: hemeri ( هیومِرای )
✅️ rib = دنده
✅️ vertebra = مهره ی ستون فقرات
❗️جمع: vertebrae ( وِرتِبریی )
✅️ spine / backbone = ستون فقرات
✅️ ulna = استخوان زند زیرین
✅️ radius = استخوان زند زِبَرین
✅️ pelvis = لگن، لگن خاصره
✅️ hip bone = استخوان خاصره
✅️ tailbone / coccyx = دنبالچه
✅️ thigh bone / femur = استخوان ران
✅ cartilage = غضروف
✅ tibia / shin bone = استخوان درشت نی
✅ fibula = استخوان نازک نی
✅️ skull / cranium = جمجمه 💀
✅️ cheekbone = استخوان گونه
✅️ jawbone / mandible = استخوان فک
✅️ ribcage = قفسه سینه
... [مشاهده متن کامل]
✅️ collarbone / clavicle = ترقوه، استخوان چنبر
✅️ shoulder blade / scapula = استخوان شانه، استخوان کتف
✅️ breastbone / sternum = استخوان جناغ سینه
✅️ humerus = استخوان بازو
❗️جمع: hemeri ( هیومِرای )
✅️ rib = دنده
✅️ vertebra = مهره ی ستون فقرات
❗️جمع: vertebrae ( وِرتِبریی )
✅️ spine / backbone = ستون فقرات
✅️ ulna = استخوان زند زیرین
✅️ radius = استخوان زند زِبَرین
✅️ pelvis = لگن، لگن خاصره
✅️ hip bone = استخوان خاصره
✅️ tailbone / coccyx = دنبالچه
✅️ thigh bone / femur = استخوان ران
✅ cartilage = غضروف
✅ tibia / shin bone = استخوان درشت نی
✅ fibula = استخوان نازک نی
جمجمه در گویش یزدی کُدُمبه می شود.
کامپول یاکامپک :kampack. or. kampol ( بلوچی )
در پهلوی " کدفت ، مسترگ " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
اهیانه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)