جمازی

لغت نامه دهخدا

جمازی. [ ج َم ما زی ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به جماز و آن نام جد سلیمان بن مسلم بن جماز است. ( لباب الانساب ).

جمازی. [ ج ُم ْ ما زی ی ] ( اِخ ) ابوثبیت. از محدثان است. ( یادداشت مؤلف ).

جمازی. [ ج َم ْ ما زی ی ] ( اِخ ) سلیمان بن مسلم بن جماز مقری مدنی از راویان است. وی قرآن را نزد ابوجعفر یزیدبن قعقاع قرائت و حدیث را از سمی روایت کند و از او اسماعیل بن جعفربن ابی کثیر قاری مدنی و برادرش روایت دارد. ( از لباب الانساب ).

جمازی.[ ج َم ْ ما زی ی ] ( اِخ ) محمدبن مسلم بن جماز از محدثان است. واقدی از وی روایت دارد. ( از لباب الانساب ).

جمازی. [ ج َم ْ ما زی ی ] ( اِخ ) محمدبن موسی بن محمد حسینی مالکی از فقیهان و از مردم مصر است. از جمله تألیفات وی کتابی است در باره توحید بنام الحجة. این کتاب خطی است. وی به سال 1065 هَ. ق. درگذشت. ( الاعلام زرکلی چ 1 ج 3 ص 993 ) ( فهرست الکتبخانه ج 2 ص 20 ).

پیشنهاد کاربران

بپرس