جلگه افشار

لغت نامه دهخدا

جلگه افشار. [ ج ُ گ ِ اَ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش اسدآباد شهرستان همدان است. این دهستان در قسمت مرکزی بخش قرار دارد و محدود است از شمال بدهستان چهاردولی اسدآباد و از باختر بدهستانهای کلیایی و فارسینج و از جنوب به بخش کنگاور و شهرستان تویسرکان و از خاور بدهستان خرم رود شهرستان تویسرکان و گردنه اسدآباد. موقع طبیعی آن چنانکه از نامش برمی آید جلگه مسطحی است که اکثر قراء مهم دهستان در آن واقع شده و از هر طرف جز جنوب باختری ارتفاعات عظیمی این دشت کوچک را احاطه کرده است. هوای آن سردسیری و آب قراء از قنوات و چشمه ها و زه آب رودخانه های کوهستانی است. محصول عمده دهستان غلات ، انگور، حبوبات ومحصولات دامی است. رودخانه مشهور شهاب که از چهاردولی اسدآباد سرچشمه میگیرد پس از گذشتن از تنگ بوجین وارد این دشت شده و در حدود خسروآباد ( انتهای جنوب باختری دهستان ) وارد بخش کنگاور میشود. کلیه رودخانه های کوچک دیگر بخش اسدآباد باین رودخانه متصل میگردند. این رودخانه یکی از شعب رودخانه گاماسیاب است. راه شوسه همدان بکرمانشاه از وسط دهستان میگذرد و قراء شهراب ، اسدآباد، ده بزان ، بهراز، وندآباد، ولی آباد، خسروآباد کنار شوسه واقع شده اند. در فصل خشکی باکثر قراء دهستان اتومبیل رفت وآمد می نماید. مرکز دهستان و بخش ، قصبه اسدآباد است. جلگه افشار از 68 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود 35هزار تن بالغ میگردد و قراء مهم آن بشرح زیر است : خاکریز،آجین ، چنار شیخ ، جنت آباد ویرایی ، لک لک ، بادخوره ، ترخین آباد، سیرواند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ).

فرهنگ فارسی

نام یکی از دهستانهای بخش اسد آباد شهرستان همدان است . این دهستان در قسمت مرکزی بخش قرار دارد و محدود است از شمال بدهستان چهار دولی اسد آباد و از باختر بدهستانهای کلیایی و فارسینج و از جنوب به بخش کنگاور و شهرستان تویسرکان و از خاور بدهستان خرم رود شهرستان تویسرکان و گردنه اسد آباد .

پیشنهاد کاربران

جلگه ؛
فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه در مبحث و از منظر علم زبانشناسی و در پهنه ی واژگان و دریای لغات و آبراه سیال مفاهیم بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات، منشعب از مفهوم جوی و جویبار و جولان و جولیدن آب در یک پهنه ای که در بین دو یا چند رشته کوه واقع شده باشد می باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

در زبان کردی کرمانجی خراسان شمالی به رودخانه، مرتبط با مفهوم کلمه ی جلگه، چَیْلاق گفته می شود که تغییر ریخت یافته ی کلمه ی جلگه نیز می باشد.
دو حرف ( چ ج ) و ( ق گ ) در ساختمان دو کلمه ی چَیْلاق و جلگه در قانون قلب ها جهت ایجاد کلمات در ابعاد کاربردی مختلف در زبان های مختلف و لهجه های محلی قابل تبدیل به همدیگر می باشند.
همچنین کلمه ی جلگه مرتبط با مفهوم جولان و جولیدن با ریخت کامل تر آنها جویلان و جویلیدن در قانون قلب ها در خصوص دو حرف ( ل ر ) که دارای ذات آوایی مستمر در مدل صدور آوای آنها می باشد و دارای انطباق و نماد وجود یک جریان مستمر از انرژی در مفهوم کلمات می باشد به دلیل محل و نقطه ی مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان در خصوص دو حرف ( ل ر ) کلمه ی جریان و شَرَیان و شارش داشتن آب قابل مشاهده است.
تفاوت ذات آوایی دو حرف ( ر ل ) در چیدمان حروف در ساختمان کلمات در وجود دو مفهوم خشونت و لطافت یا مادی و معنوی یا سخت و لطیف یا خرامان گونه بودن و سیال بودن یک جریان نهفته در مفهوم کلمات یا صندوقچه و ساختمان کلمات، منطبق با عالم هستی می باشد.
نتیجتا با تعاریف و سخن سخاوتمندی که کلمه ی جلگه با کلمات هم خانواده خودش از طریق ریشه و مصدر و بن واژه ی خودش برای ما ارائه کرد جلگه به پهنه ی وسیعی که در مابین دو یا چند رشته کوه واقع شده باشد و دارای رودخانه ها و جویبارها باشد اطلاق می شود.
کلماتی مثل جَرگه و چریک نیز در دو موقعیت کاربردی دیگر مرتبط با مفهوم کلمه ی جلگه و چَیْلاق دارای انطباق مفهومی می باشد.
همچنین مفهوم وجود یک جریان ادامه دار و مستمر در اصطلاح جر و بحث نیز قابل مشاهده است.
بهترین تعریفی که منطبق با مفهوم اصلی کلمه ی جلگه به صورت غیرانطباقی و موازی با مفهوم کلمه ی جلگه شده است در فرهنگ عمید شده است که به معنی زمین مسطح، هموار، و پهناور با شیب کم و سطح رسوبی آمده است.
در پناه خالق کلمات موفق و پیروز باشید.