جلک
لغت نامه دهخدا
جلک. [ ج ُل ْ ل َ ] ( اِ ) سبد خرما. این لفظ مرکب از جله عربی و کاف فارسی است. ( فرهنگ نظام ).
فرهنگ فارسی
سبد خرما . این لفظ مرکب از جله عربی و کاف فارسی است .
فرهنگ عمید
واژه نامه بختیاریکا
دانشنامه عمومی
پیشنهاد کاربران
با سلام
شیرازی های قدیم به پارچه های ستبر و ضخیم که برای شستن ظروف استفاده می شد جلک ( بر وزن کتک ) می گفتند که احتمالاً قطعاتی از پالان ( جل ) الاغ بوده که پس از مستهلک شدن پالان پاره پاره کرده و جهت ظرف شستن استفاده می کردند.
شیرازی های قدیم به پارچه های ستبر و ضخیم که برای شستن ظروف استفاده می شد جلک ( بر وزن کتک ) می گفتند که احتمالاً قطعاتی از پالان ( جل ) الاغ بوده که پس از مستهلک شدن پالان پاره پاره کرده و جهت ظرف شستن استفاده می کردند.
جَلَک، دوک نخریسی در میان عشایر جیرفت
جلک یا جل در کوردی به معنای لباس است
اها جله کانت چه ن جوانن:نگا لباسات چقدر خوشکلن
اها جله کانت چه ن جوانن:نگا لباسات چقدر خوشکلن
پارچه ای ک با ان همراه با شن یا ماده ریز وسخت ، در گذشته ظروف فلزی را تمیز میکردند . وقتی مس را میخواستند سفید کنند سفید گر ها از جُلَک استفاده میکردند
معنی کلمه جُلَکْ :
در محل ما به معنی یه آدم بی أصل و نصب واضح تر یه آدم الکی می گویند
در محل ما به معنی یه آدم بی أصل و نصب واضح تر یه آدم الکی می گویند
