جری کردن

لغت نامه دهخدا

جری کردن. [ ج َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گستاخ ساختن. رو دادن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

گستاخ ساختن رو دادن

پیشنهاد کاربران

jeri kerdan :[مصدر مرکب گذرا]
در گویش گوغر به معنی خشمگین کردن وعصبانی کردن است . نمونه را گویند یارو رِجریش کرده� یعنی عصبانی اش کرده ودر گویش رابر صورت ناگذر آن یعنی جری شدن هم به ماناک گوغر کاربرد دارد .
...
[مشاهده متن کامل]

ساختار:
تکواژ آزاد �جری� که معروف است از ریشه� جرء� عربی به معنی بی باک وگستاخ گرفته شده اما گمان می کنم که این باتوجه به نمونه های زیر یک مصدر بومی است که از �جر �ساخته شده . در گوغر می گویند :�جِری شده� یعنی خشمگین شده /فلانی اعصاب نداره� جِروهِ� یعنی بی اعصاب وزود خشم است /�تو بازی به آنّٓک حرفی جِر زنی می کنه� یعنی در حین بازی با کوچک ترین بهانه ای تقلب می کنه /�ای دیه جِرش گِرف� یعنی این شخص دیگه دقش گرفته
از طرفی درکتاب �گویش مردم سیرجان� هم �جِرواجِردادن �کنایه از زد وخوردو فحاشی در دعواکردن و�جِرگرفتن �به معنی عصبانی شدن ولج در آمدن وهمچنین جِرگرفتن به معنی عصبانی شدن و�جِری� به معنی عصبانی آمده ( پس در این صورت �جر پسوند صفت نسبی�ی� ) مصدرهمکرد وکمکی �کردن�