جبران گذشته. جبران کردن کارهایی که درگذشته بوده
جبران کردن گذشته.
هرآن چیزی که در گذشته تلاش کردی ونتوانستی بدست بیاری. حالا با جبران کنونی وشرایط فعلی تلاش میکنی که بدست بیاری. واضح وصریح توضیح دادم.
هرآن چیزی که در گذشته تلاش کردی ونتوانستی بدست بیاری. حالا با جبران کنونی وشرایط فعلی تلاش میکنی که بدست بیاری. واضح وصریح توضیح دادم.
با تشکر
جبران بایسته ها و کاستی های گذشته
جبران هر تعهدی که به طرف مقابل دادی و توانایی انجام ان را نداشتی
جبران هر چیزی که به طرف مقابل متعهد شدی
جبران مافات: تاوان گذشته، تاوان از دست رفته، جایگزین ازدست رفته ها، پاسخ گو بودن برای لغزش ها.
پارسی زیباست.
درود بر ایران و ایرانی.
پارسی زیباست.
درود بر ایران و ایرانی.
جبران همه ی چیزهای از دست رفته. . .
امورمحبت آمیزی که صورت گرفته ومخاطب خاص را مدیون کرده
تاوانِ گذشته
استدراک و بازگرداندن آنچه به طرف رسیده است
سلام و کلام ، یعنی جبران کارها ای که در زمان و وقت مناسب خود انجام نگرفته ، فوت شده و از دست رفته اند ، اما ظرفیت و فرصت جبران را دارند.
نکته : در نَحو عرب ( فوت ) ( موت ) نیست ، فوت به معنای پایان حیاتِ ( بایولوژیک ) است ، در حالی که ( موت ) به معنای پایان یافتنِ ( اسارت نفس ) ، عبارت آمیانه و کنایی ( وقت کشی ) نیز دِلات بر همین این معنا دارد، اما [جبران مافات ] مانند انسانی که بیهوش شده و اینک هوشیار ، این بیهوشی کنایه از کوتاهی و معمولا عدم آگاهی در انجام کارهای محقق نشده می باشد ، و اینک در هوشیاری [ جبران مافات ] می کند ، پوزش از کاستی ( نفیسی ) ✒
... [مشاهده متن کامل]
نکته : در نَحو عرب ( فوت ) ( موت ) نیست ، فوت به معنای پایان حیاتِ ( بایولوژیک ) است ، در حالی که ( موت ) به معنای پایان یافتنِ ( اسارت نفس ) ، عبارت آمیانه و کنایی ( وقت کشی ) نیز دِلات بر همین این معنا دارد، اما [جبران مافات ] مانند انسانی که بیهوش شده و اینک هوشیار ، این بیهوشی کنایه از کوتاهی و معمولا عدم آگاهی در انجام کارهای محقق نشده می باشد ، و اینک در هوشیاری [ جبران مافات ] می کند ، پوزش از کاستی ( نفیسی ) ✒
... [مشاهده متن کامل]
آنچه در گذشته رخ داده است
جبران گذشته
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)