جاعش

لغت نامه دهخدا

جاعش. ( اِ ) ( به عبری زلزله ).( سفر داوران 2:9 ). || ( اِخ ) محل مرتفعی است از آن افرائیمیان که در حوالی تمنه سارح جائی که یوشع را بخاک سپردند میباشد. ( صحیفه یوشع 24:29 و 30 ). و وادیهای جاعش. ( دوم سموئیل 23:30 و اول تواریخ ایام 11:32 ). در همانجا باشد. ( قاموس کتاب مقدس ).

پیشنهاد کاربران

جاعش. ( اِ ) ( به عبری زلزله ) . ( سفر داوران 2:9 ) . || ( اِخ ) محل مرتفعی است از آن افرائیمیان که در حوالی تمنه سارح جائی که یوشع را بخاک سپردند میباشد. ( صحیفه یوشع 24:29 و 30 ) . و وادیهای جاعش. ( دوم سموئیل 23:30 و اول تواریخ ایام 11:32 ) . در همانجا باشد. ( قاموس کتاب مقدس ) .
...
[مشاهده متن کامل]

منبع. لغت نامه دهخدا

جمهوری اسلامی عموم شیعیان یا به اختصار جاعش
کلمه اختصار شده از "داعش" که به نظام جمهوری اسلامی حاکم بر ایران به سبب جنایت ها و فلاکت هایی که بار آورده و اعمالش شباهت به داعش دارد