[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
جوب (۴۳ بار)
«جابُوا» در اصل از «جوبة» (بر وزن توبه)، به معنای زمین پست گرفته شده، سپس به معنای قطع و بریدن هر قطعه زمینی آمده است; و پاسخ کلام را از این رو «جواب» نامیده اند که گویی هوا را قطع می کند و از دهان گوینده به گوش شنونده می رسد (یا به این جهت که سؤال را قطع کرده و به آن پایان می دهد).
بریدن. اقرب الموارد گوید: و قوم ثمود که سنگها را در درّه بریدند. و خانهها ساختند. جواب را از آن جهت جواب گویند که سخن گوینده با آن قطع و تمام میشود (اقرب الموارد) به عقیده راغب علّت این تسمه آنست که جواب، فضا و فاصله را بریده از دهان گوینده به سمع شنونده میرسد. و چون این سخن شامل سئوال و جواب هر دو است لذا در ذیل آن گفته: لکن مختص بّرد کلام است نه کلام اوّلی. ولی اقرب الموارد مقرون بصحّت است. ، یعنی جواب قوم و سخنی که با آن کلام لوط را قطع کرده و پایان داند آن بود که گفتند: آنها را از شهر خود بیرون کنید. سئوال اگر طلب کلام باشد جواب آن کلام است مثل ، بنا بر آنکه مراد از «اجبیوا» جواب قولی است و اگر طلب فعل باشد. جواب فعلی است مثل مراد آن نیست که لبیّک گوئیم بلکه مراد آن است که به فرموده تو عمل کنیم. تمام موارد استعمال قرآن جز کلمه «جواب» که چهار بار آمده همه در جواب عملی به کار رفته است اجابت را که قبول کردن معنی میکنند در واقع، قطع و پایان دادن به سخن و خواست گوینده است خواه به فعل باشد یا بقول مثل خداوند با اعطاء مطلوب سخن سائل را قطع میکند. راغب گفته: گویند استجابت به معنی اجابت است و حقیقت آن مهیّا شدن در اغلب از اجابت منفکّ نیست، اجابت را استجابت گفتهاند. طبرسی ذیل آیه 186 بقره فرمود: اجابت و استجابت به یک معنی است و از مبّرد نقل میکند که در استجابت معنی اذعان هست و در اجابت نیست. صحاح و اقرب الموارد نیز مثل طبرسی گفتهاند بر کسانی که خدای خود را اجابت کردهاند پاداش نیکی است. «فَلْیَستَجیبوُ الی» یعنی مرا اجابت کنند در این سخن که من نزدیکم و بداعی جواب میدهم معنی آیه: چون بندگان من مرا از تو سئوال کنند بگو: من نزدیکم دعوت داعی را جواب میدهم آنگاه که مرابخواند پس از من این مطلب را قبول کنند و بمن در این باره ایمان آوردند شاید کمال یابند.
جوب (۴۳ بار)
«جابُوا» در اصل از «جوبة» (بر وزن توبه)، به معنای زمین پست گرفته شده، سپس به معنای قطع و بریدن هر قطعه زمینی آمده است; و پاسخ کلام را از این رو «جواب» نامیده اند که گویی هوا را قطع می کند و از دهان گوینده به گوش شنونده می رسد (یا به این جهت که سؤال را قطع کرده و به آن پایان می دهد).
بریدن. اقرب الموارد گوید: و قوم ثمود که سنگها را در درّه بریدند. و خانهها ساختند. جواب را از آن جهت جواب گویند که سخن گوینده با آن قطع و تمام میشود (اقرب الموارد) به عقیده راغب علّت این تسمه آنست که جواب، فضا و فاصله را بریده از دهان گوینده به سمع شنونده میرسد. و چون این سخن شامل سئوال و جواب هر دو است لذا در ذیل آن گفته: لکن مختص بّرد کلام است نه کلام اوّلی. ولی اقرب الموارد مقرون بصحّت است. ، یعنی جواب قوم و سخنی که با آن کلام لوط را قطع کرده و پایان داند آن بود که گفتند: آنها را از شهر خود بیرون کنید. سئوال اگر طلب کلام باشد جواب آن کلام است مثل ، بنا بر آنکه مراد از «اجبیوا» جواب قولی است و اگر طلب فعل باشد. جواب فعلی است مثل مراد آن نیست که لبیّک گوئیم بلکه مراد آن است که به فرموده تو عمل کنیم. تمام موارد استعمال قرآن جز کلمه «جواب» که چهار بار آمده همه در جواب عملی به کار رفته است اجابت را که قبول کردن معنی میکنند در واقع، قطع و پایان دادن به سخن و خواست گوینده است خواه به فعل باشد یا بقول مثل خداوند با اعطاء مطلوب سخن سائل را قطع میکند. راغب گفته: گویند استجابت به معنی اجابت است و حقیقت آن مهیّا شدن در اغلب از اجابت منفکّ نیست، اجابت را استجابت گفتهاند. طبرسی ذیل آیه 186 بقره فرمود: اجابت و استجابت به یک معنی است و از مبّرد نقل میکند که در استجابت معنی اذعان هست و در اجابت نیست. صحاح و اقرب الموارد نیز مثل طبرسی گفتهاند بر کسانی که خدای خود را اجابت کردهاند پاداش نیکی است. «فَلْیَستَجیبوُ الی» یعنی مرا اجابت کنند در این سخن که من نزدیکم و بداعی جواب میدهم معنی آیه: چون بندگان من مرا از تو سئوال کنند بگو: من نزدیکم دعوت داعی را جواب میدهم آنگاه که مرابخواند پس از من این مطلب را قبول کنند و بمن در این باره ایمان آوردند شاید کمال یابند.
wikialkb: جَابُوا