توپیدن


مترادف توپیدن: درشتی کردن، عتاب کردن، پرخاش کردن

متضاد توپیدن: نواختن، ملایمت به خرج دادن

لغت نامه دهخدا

توپیدن. [ دَ ] ( مص ) به سختی عتاب کردن. تشر زدن. با آواز بلند مؤاخذه کردن. پرخاش کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

به سختی عتابی کردن ٠ تشر زدن

فرهنگ معین

(دَ ) (مص ل . ) (عا. ) کلمات درشت و سرزنش آمیز را با لحن تند به کسی گفتن .

فرهنگ عمید

تشر زدن، تندی کردن.

واژه نامه بختیاریکا

خِرنیدِن؛ شُلُقنیدِن؛ قِرنیدِن؛ ور توپِستِن؛ وریاهِستِن

پیشنهاد کاربران

در زبان لکی، علاوه بر تشر زدن، معنی دیگری هم دارد.
مردن.
البته بیشتر در مورد حیوانات به کار میره.
مثلا خره توپیده یعنی خره مرده.
گاه گاهی هم برای مردن انسان به کار می ره، وقتی میخوان به طرف توهین کنن.
مثلا صدام در فلان سال توپید.
ینی مثل حیوان مرد.
لعنت الله علیه.
توپیدن واژه ای تورکی است که از توپارلاماق تورکی به چم سرزنش و سر کوفت گرفته شده است واژه نامه شاهمرسی
bluster
اعتراض کردن و مخالفت کردن همراه با پرخاش و عصبانیت
تشر زدن