تواصی

لغت نامه دهخدا

تواصی. [ ت َ ] ( ع مص ) یکدیگر را وصیت کردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). یکدیگر را اندرز و وصیت کردن ، منه قوله تعالی : اءَ تواصَوا به ؛ ای اوصی به اولهم آخرهم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || درهم پیوسته روییدن گیاه زمین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

۱. به یکدیگر اندرز دادن و سفارش کردن.
۲. به هم وصیت کردن.

پیشنهاد کاربران

�تواصی� از ریشه �وصیت� است. �وصیت� به معنای توصیه کردن، سفارش کردن، تأکید کردن و یادآوری نمودن است. �تواصی� به معنای یادآوری و سفارش متقابل ( دوطرفه ) است. گاهی من به شما سفارش می کنم که فلان کار را انجام دهید؛ این �وصیت� است. یا شما به من [کاری را] سفارش می کنید؛ این هم �وصیت� است. اما گاهی هر دو به یکدیگر سفارش می کنیم؛ من شما را به �حق� ( یعنی وظیفه ای که بر عهده دارید ) توصیه می کنم و شما نیز من را توصیه می کنید؛ من به شما تذکر می دهم و شما به من تذکر می دهید . [این تواصی است ]
...
[مشاهده متن کامل]

( مطهری ، مرتضی ، آشنایی با قرآن جلد 14 : 165 - 164 )

تواصی : مداومت، پیگیری مستمر، پی در پی بدون إنقطاع یا تنبلی یا عذر یا بهانه یا شانه خالی کردن. . .
انجام کارهای خوب به یک با یا چندبار؛ کافی نیست؛ حقّانیّت ( اولویت ) ومداومت وعزیمت وصبر مهمه.
تواصو بالحق
وتواصوا بالصبر
همیشه نه گهگاهی.
پند و اندرز