تنحنح
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) آواز از سینه بر آوردن برای صاف کردن گلو تا صدا نیکو گردد سرفه زدن خفیدن . جمع تنحنحات .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] سرفه کردن را تَنَحنُح گویند و از آن به مناسبت در باب طهارت و صلات سخن رفته است.
برخی سه بار تنحنح را قبل از استبراء برای مرد مستحب دانستهاند؛ لیکن مستندی برای آن یافت نشده است. استبراء تنها برای مرد مستحب است؛ لیکن برخی گفتهاند: زن نیز بهتر است پس از ادرار و پیش از شستن موضع، اندکی مکث نموده و تنحنح کند.
حکم تَنَحنُح در نماز
تَنَحنُح در نماز مکروه هست، لیکن موجب بطلان نماز نمیشود هرچند با تنحنح کردن چیزی شبیه حرف پدید آید؛ چرا که از جنس کلام بهشمار نمیرود. بعضی گفتهاند: اگر با تنحنح، دو حرف یا بیشتر، تولید و از جنس کلام محسوب گردد، موجب بطلان نماز میشود؛ لیکن این کلام، صرف فرض است نه تفصیل در مسئله.
برخی سه بار تنحنح را قبل از استبراء برای مرد مستحب دانستهاند؛ لیکن مستندی برای آن یافت نشده است. استبراء تنها برای مرد مستحب است؛ لیکن برخی گفتهاند: زن نیز بهتر است پس از ادرار و پیش از شستن موضع، اندکی مکث نموده و تنحنح کند.
حکم تَنَحنُح در نماز
تَنَحنُح در نماز مکروه هست، لیکن موجب بطلان نماز نمیشود هرچند با تنحنح کردن چیزی شبیه حرف پدید آید؛ چرا که از جنس کلام بهشمار نمیرود. بعضی گفتهاند: اگر با تنحنح، دو حرف یا بیشتر، تولید و از جنس کلام محسوب گردد، موجب بطلان نماز میشود؛ لیکن این کلام، صرف فرض است نه تفصیل در مسئله.
wikifeqh: سرفه_کردن
پیشنهاد کاربران
"فتنحنح المتهم و جعل یدافع عن نفسه"
یومیات نائب فی الاریاف، لتوفیق الحکیم، ص51
یومیات نائب فی الاریاف، لتوفیق الحکیم، ص51
فتنحنح الرجل وهز رأسه
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص٢٤
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص٢٤