تلوزیون

پیشنهاد کاربران

تلویزیون؛
این کلمه که نام یک ابزار بسیار پر کاربرد در زمانه ما رایج شده است یک کانسپت کلامی متشکل از دو کلمه تل و ویزیون می باشد.
اگر بخواهیم مسیر ایجاد این کلمه را از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و اقیانوس عمیق لغات در مبحث و علم زبان شناسی دنبال کنیم باید به ساختمان دو کلمه به صورت جداگانه بپردازیم.
...
[مشاهده متن کامل]

کلمه ی تل در تلویزیون منطبق بر واقعیت این ابزار کاربردی باعث ایجاد دو مفهوم دادن و ستاندن یا گیرنده و فرستنده یا دریافت و پرداخت یا تور نمودن و دور نمودن در این ابزار شده است.
حرف ت در کلمه ی تل از طریق قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر به دلیل محل مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان قابل تبدیل به حرف د و حرف ل قابل تبدیل به حرف ر می باشد.
بر همین مبنا کلمه ی دِل و دَلْو در ساختمان کلمه ی تل قابل مشاهده است.
از آنجایی که دل به عنوان یک عضو زنده و حیات بخش در وجود انسان محل دریافت و پرداخت و انرژی بخشیدن به جریان خون با تور نمودن و دور نمودن خون برای دایر شدن جریان خون می باشد در کلمه ی دَلْو چاه نیز این مفهوم به عینه قابل مشاهده است.
تعریف فوق در کلمه ی تل در کلمات بسیار زیادی در ابعاد کاربردی مختلف با یک مفهوم مشترک و با ساختمان های متفاوت ولی نزدیک به همدیگر به لحاظ شباهت وجود دارد به عنوان مثال کلماتی از قبیل تور ماهیگیری و تار عنکبوت و تار موسیقی و کتاب تورات و طراوت و توربین و توریست و تورنومنت و تایر و . . .
و اما بخش دوم کلمه ی ویزیون مرتبط با کلمه ی واژه و آواز در زبان فارسی و voice در زبان انگلیسی و تلفظ در زبان عربی می باشد.
اگر بخواهیم بیشتر در اعماق تاریخ در مبحث زبان به پیش برویم کتاب اَوستا که یک کتاب دینی در فرهنگ ایران باستان می باشد مرتبط با علم آواز واژه ها یک کلمه ی ماندگار می باشد که به زمان ما نیز رسیده و گوشمان به این کلمه آشناست.
اگر در بُعد علم طبیعت در فرهنگ نامها و نامگذاری ها دنبال این کلمه بگردیم کلمه اَوِستین که یک کلمه باستانی در لهجه های محلی خراسان و کرمان و. . . می باشد به رعد و برق به معنی آواز آسمان که دارای جریان نور و تصویر نیز می باشد یک کلمه رایج در لهجه های محلی می باشد.
کلمات بسیار زیادی از هر دو بخش این کلمه منشعب شده است که اگر بخواهیم نام ببریم و هر کدام را جداگانه با مفاهیم مشترک در ساختمانشان توضیح بدهیم برای خودش کتابی خواهد شد.

سیماور
نماپخش
دورنما /دورنَما/؛ television: tele vision؛ tele: دور؛ vision: نما، چشم انداز
تلویزیون:
سیما گر=سیماگر
تلوزیون
Television میتونیم بگیم
Telly هم میتونیم بگیم
دوتا کلمه متفاوت هستن که معنی تلوزیون میدن
Television یا مخففش TV
جعبه ی جادویی
تلوزیون جزو کلماتی است که نباید فارسی سازی شود و اما کلا کلمه ی " نما " خیلی خوبس
نماشا، رونما ، نمارو
سیما
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)