تقلا
/taqallA/
مترادف تقلا: اهتمام، تلاش، جهد، زحمت، سعی، کوشش، مجاهدت ، غلت، غلتیدن
متضاد تقلا: اهمال، تکاهل
برابر پارسی: تلاش، دست و پازدن
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
تقلا. [ ت َ ] ( اِخ ) سلیم بن خلیل بن ابراهیم ( 1265-1310 هَ.ق. ). مؤسس جریده الاهرام مصر وی در کفر شیمه لبنان متولد شد و بمصر مهاجرت کرد و بکمک برادرش بشارة در انتشار این جریده مساعی فراوانی مبذول داشت. رجوع به اعلام زرکلی ج 1 ص 382 و معجم المطبوعات ص 638 شود.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) دست و پا زدن در بستر غلت خوردن در رختخواب. ۲ - کوشش و تلاش کردن سعی کردن . ۳ - ( اسم ) کوشش تلاش سعی . توضیح در عربی (( ثقلی ) ) بمعنی از پهلو بپهلو غلطیدن و بی قرار بودن بر فراش است .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
واژه نامه بختیاریکا
زن وا زن
دانشنامه عمومی
تقلا (فیلم ۱۹۹۳). تقلا ( به هندی: Sangraam ) فیلمی محصول سال ۱۹۹۳ و به کارگردانی لارنس دی سوزا است. در این فیلم بازیگرانی همچون اجی دیوگن، کاریسما کاپور، عایشا جولکا، آمریش پوری، دنی دنزونگپا، آسرانی، ریما لاگو، لاکسیمیکانت برد ایفای نقش کرده اند.
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف
wiki: تقلا (فیلم ۱۹۹۳)
مترادف ها
تاکید، قوت، ضربه، تقلا، اهمیت، فشار
درد، رنج، عذاب، تقلا، سکرات مرگ، جان کندن، حالت نزع
نزاع، تقلا، ستیزه، دعوا، کشاکش، سعی بلیغ
تقلا، سیلی، خرحمالی، ضربت سخت، کوشش سخت
تقلا، مجادله، کشمکش، مسابقه جسمانی
تقلا، کوشش، تلاش
تقلا، کشمکش، یک دور مسابقه یا بازی
تقلا، کوشش، کشش، زحمت، یدک کش
تقلا، کوشش، تلاش، سعی
تقلا، اعمال زور، ثقل
تمایل، تقلا، اراده
تقلا، کشتی، کشمکش
خوی، تقلا، کوشش، کشش، اصل، خیل، نژاد، اسیب، زور، درد سخت، کشیدگی عضله، صفت موروثی، خصوصیت نژادی، در رفتگی یا ضرب عضو یا استخوان
جنبش، تقلا، کوشش، شلوغی، تکاپو، تلاش، های و هوی
تقلا، کوشش، تلاش، درهم و برهمی، بهم خوردگی
تقلا، تلاش، دستمالی
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
تَقَلّا ؛ تعریفی که این کلمه از خودش در قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات برای ما دارد به معنی دست و پا زدن و کوششی که از روی بی طاقتی و طاق شدن صبر باشد می باشد.
مدل ساختمان کلمه ی تَقَلّا و طاقت و طاق همانند اتاق و اطاق یا طهران و تهران یا سطح و مساحت و فراوان از این دست کلمات می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
حکمت نگارگری حرف ت با دو نقطه در ساختمان کلمه ی تقلا به جای حرف ط اشاره به یک مفهوم دارای حرکت با یک تعداد مشخص و قابل روئیت و بیرونی و قابل مشاهده دارد در صورتی که حکمت حرف ط در کلمه ی طاق و اطاق اشاره به یک فضای دارای محدودیت با دقت و اندازه ی مشخص را به ما می رساند.
روند ایجاد کلمه ی تقلا طاقت اطاق و طاق در آبراه سیال مفاهیم کلمات به کلمه ی دقت و دقیق نیز می رسد.
دو حرف ت د به دلیل محل مشترک صدور آوای آنها از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان باعث ایجاد قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر جهت ایجاد کلمات در ابعاد کاربردی مختلف می شود.
به عنوان مثال اصطلاح دوز و دقل مفهوم دوز نمودن چیزی با دقت بالا را تحت عنوان دیزاین نمودن و کشیدن یک نقشه ی از پیش طراحی شده در تعریف فوق برای ما تایید می کند.
مدل ساختمان کلمه ی تَقَلّا و طاقت و طاق همانند اتاق و اطاق یا طهران و تهران یا سطح و مساحت و فراوان از این دست کلمات می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
حکمت نگارگری حرف ت با دو نقطه در ساختمان کلمه ی تقلا به جای حرف ط اشاره به یک مفهوم دارای حرکت با یک تعداد مشخص و قابل روئیت و بیرونی و قابل مشاهده دارد در صورتی که حکمت حرف ط در کلمه ی طاق و اطاق اشاره به یک فضای دارای محدودیت با دقت و اندازه ی مشخص را به ما می رساند.
روند ایجاد کلمه ی تقلا طاقت اطاق و طاق در آبراه سیال مفاهیم کلمات به کلمه ی دقت و دقیق نیز می رسد.
دو حرف ت د به دلیل محل مشترک صدور آوای آنها از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان باعث ایجاد قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر جهت ایجاد کلمات در ابعاد کاربردی مختلف می شود.
به عنوان مثال اصطلاح دوز و دقل مفهوم دوز نمودن چیزی با دقت بالا را تحت عنوان دیزاین نمودن و کشیدن یک نقشه ی از پیش طراحی شده در تعریف فوق برای ما تایید می کند.
دست و پا زدن
تلاش زیاد
کوشش
فشار آوردن
سعی کردن
زحمت زیاد کشیدن
تلاش زیاد
کوشش
فشار آوردن
سعی کردن
زحمت زیاد کشیدن
در پاسخ به کاربر �عباس کریمی دخت�، تلفظ این واژه به صورتی که نوشته اید نیست و به این صورت است:
/taqallA/
موفق و مؤید باشید.
موفق و مؤید باشید.
ترُق لاین=تُرُقلاین که به روند تق ولاین وسرانجام تقلا شده است.
ساعی و کوشا
تک و تا
کوشش
بال بال زدن
تلاش، کوشش، دوست وپا زدن،
تقلا teghala , تلاش مضاعف
تلاش، کوشش، جهد، اهتمام
کوشش و تلاش
فعالیت مستمر
التماس
این در و ان در زدن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)