تفرقه انداز
/tafraqe~andAz/
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف ها
تقسیم کننده، تفرقه انداز
تفرقه انداز، تفرقه جویانه
تفرقه انداز، تفرقه جویانه
پیشنهاد کاربران
قطعا تفرقه انداختن باعث میشه خیلی راحت تر روی مرد حکومت کرد
واون کسی که بسیجی امام زمانیه به چزت و مرت های فضای مجازی گوش نمیده
واون کسی که بسیجی امام زمانیه به چزت و مرت های فضای مجازی گوش نمیده