لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
فرهنگستان زبان و ادب
جدول کلمات
مترادف ها
پالایشگاه، تصفیه خانه
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
تصفیه خانه = Refinery
تصفیه و تسویه
تصفیه به معنای پاک کردن: مثلا تصفیه آب از ناخالصی . تصفیه نفت خام
اما:
تسویه به معنای برابرکردن بستانکاری و بدهکاری . �مثلا ؛ حساب ها به تدریج تسویه کرد
... [مشاهده متن کامل]
�بنابراین اگر به معنای تعادل و موازنه درحساب باشد تسویه حساب ، درست است.
به مجاز نیز "تسویه حساب"� به معنای انتقام گیری هم به کار می رود.
مانند: حساب های شخصی� خودمان بماند تا تسویه کنم.
رضا ضَحاکی راحت
دبیر و مدرس تاریخ
و ادبیات
تصفیه و تسویه
تصفیه به معنای پاک کردن: مثلا تصفیه آب از ناخالصی . تصفیه نفت خام
اما:
تسویه به معنای برابرکردن بستانکاری و بدهکاری . �مثلا ؛ حساب ها به تدریج تسویه کرد
... [مشاهده متن کامل]
�بنابراین اگر به معنای تعادل و موازنه درحساب باشد تسویه حساب ، درست است.
به مجاز نیز "تسویه حساب"� به معنای انتقام گیری هم به کار می رود.
مانند: حساب های شخصی� خودمان بماند تا تسویه کنم.
رضا ضَحاکی راحت
دبیر و مدرس تاریخ
و ادبیات
تصفیه خانه ؛ امکنه ای که در آن جا آلات تصفیه ماده ای وجود دارد و بوسیله آنها آن ماده تصفیه میشود. چون : تصفیه خانه نفت ، تصفیه خانه نی شکر.
پالایشگاه