تصفیه خانه

/tasfiyexAne/

مترادف تصفیه خانه: پالایشگاه

برابر پارسی: پالایشگاه

لغت نامه دهخدا

تصفیه خانه. [ ت َ ی َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) پالایشگاه. جایی که نفت یا جز آن را صاف کنند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) محلی که در آن نفت و مانند آن را تصفیه کنند پالایشگاه .

فرهنگ عمید

جای تصفیه کردن نفت یا مادۀ دیگر، پالایشگاه.

فرهنگستان زبان و ادب

{treatment plant} [مهندسی محیط زیست و انرژی] تأسیساتی برای تصفیۀ آب یا فاضلاب

جدول کلمات

پالایشگاه

مترادف ها

refinery (اسم)
پالایشگاه، تصفیه خانه

فارسی به عربی

مصفاة

پیشنهاد کاربران

تصفیه خانه = Refinery
تصفیه و تسویه
تصفیه به معنای پاک کردن: مثلا تصفیه آب از ناخالصی . تصفیه نفت خام
اما:
تسویه به معنای برابرکردن بستانکاری و بدهکاری . �مثلا ؛ حساب ها به تدریج تسویه کرد
...
[مشاهده متن کامل]

�بنابراین اگر به معنای تعادل و موازنه درحساب باشد تسویه حساب ، درست است.
به مجاز نیز "تسویه حساب"� به معنای انتقام گیری هم به کار می رود.
مانند: حساب های شخصی� خودمان بماند تا تسویه کنم.
رضا ضَحاکی راحت
دبیر و مدرس تاریخ
و ادبیات

treatment plant
تصفیه خانه ؛ امکنه ای که در آن جا آلات تصفیه ماده ای وجود دارد و بوسیله آنها آن ماده تصفیه میشود. چون : تصفیه خانه نفت ، تصفیه خانه نی شکر.
پالایشگاه