تسلیح
/taslih/
مترادف تسلیح: سلاح پوشانیدن، مسلح کردن
متضاد تسلیح: خلع سلاح کردن
برابر پارسی: زینه دادن، زینش
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سلاح دادن سلاح پوشانیدن. جمع تسلیحات .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
تسلیح. [ ت َ ] ( ع مص ) رُب ِ سُلح را بر خیک روغن مالیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ) . || شمشیر را سلاح کسی گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ) ( از متن اللغة ) . || سلاح پوشانیدن کسی را. ( از المنجد ) . || به ریخ زدن انداختن گیاه تر، شتر را. ( از متن اللغة ) . به ریستن واداشتن شتر یا حیوان دیگر را. ( از متن اللغة ) ( از المنجد ) .
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
سلاح برگرفتن ؛ مجهز شدن به سلاح. حمل کردن سلاح با خود. بدست گرفتن سلاح : غلامان را فرمودم تا همه سلاحها برگرفتند. ( مجمل التواریخ و القصص ) .
در پارسی " زیناوندیدن" در نسک: فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو