تسلل

لغت نامه دهخدا

تسلل. [ ت َ س َل ْ ل ُ ] ( ع مص ) از میان گروهی بدرآمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). بیرون آمدن از میان گروهی. ( زوزنی ). پنهان بیرون آمدن از میان چیزی یا عام است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). به آهستگی و استخفاء از میان ازدحام یا تنگنا بیرون آمدن. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ) ( از المنجد ). از میان مردم بیرون آمدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || در پسها پنهان شدن. ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || اضطراب. ( متن اللغة ).

پیشنهاد کاربران

" و کن قد تسللن و تسلقن سطح الدار "
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص91
تَسَلُّل
مص �� عُبور فی تَخفٍّ :�تَسلُّلُ جُنود� ( المنجد فی اللغة العربیة المعاصرة
, ص693 )
نفوذ ( سیاسى ) ؛وضعیت افساید ( در فوتبال، هاکى و نظایر آن ) . ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی
, ص294 )
...
[مشاهده متن کامل]

در پس مردم پنهان شدن و خود را وادزدیدن در میان مردم و خود را وادزدیده بیرون آوردن از میان مردم ( ‏فرهنگ کنز اللغات
, ص397 )
فعل جماعة القوم إذا اِنْسَلُّوا ( العین
, ج7 , ص193 )
فِعْلُ جَماعَةٍ إذا انْسَلُّوا ( المحیط فی اللغة
, ج8 , ص243 )
الانطلاق فى استخفاء، و قد تسلّل و انسَلّ . ( الإفصاح فی فقه اللغة
, ص264 )

افساید