تسلق
لغت نامه دهخدا
پیشنهاد کاربران
بالا رفتن ( از کوه، صخره، درخت ) ؛ برآمدن، بالا خریدن ( گیاه ) . ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی , ص296 ) . |
"و کن قد تسللن و تسلقن سطح الدار"
یومیات نتئب فب الاریاف ، ص91
"و کن قد تسللن و تسلقن سطح الدار"
یومیات نتئب فب الاریاف ، ص91