تسحح

لغت نامه دهخدا

تسحح. [ ت َس َح ْ ح ُ ] ( ع مص ) روان شدن آب از بالا. تسحسح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). روان شدن آب و جز آن. ( از متن اللغة ). روان شدن آب و اشک و باران از بالا. ( از اقرب الموارد ). فراوان روان و جاری شدن. ( از المنجد ).

پیشنهاد کاربران

تسحح. [ ت َس َح ْ ح ُ ] ( ع مص ) روان شدن آب از بالا. تسحسح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . روان شدن آب و جز آن. ( از متن اللغة ) . روان شدن آب و اشک و باران از بالا. ( از اقرب الموارد ) . فراوان روان و جاری شدن. ( از المنجد ) .
منبع. لغت نامه دهخدا